مىكند . اگر چنين مىبود عبد اللّه ( پدر پيغمبر ) خير دنيا و آخرت را مىربود ولى خداوند براى دين خود هر كه را خواست برگزيد .
« إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ »
آيه قرآن . يعنى تو نمىتوانى هر كه را دوست دارى هدايت كنى خداوند هر كه را بخواهد هدايت مىكند و خداوند داناتر است كه چه كسانى هدايت شدهاند .
خداوند پيغمبر را بعثت فرمود و او چهار عم داشت كه فرمود
« وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ »
عشيره تو و هر كه نزديكتر است به تو ارشاد و اخطار و هدايت كن .
دو مرد از آن چهار عم اجابت كردند كه يكى از آن دو پدرم ( و ديگرى حمزه ) بود دو عم ديگر كه يكى پدرت ( و ديگرى ابو لهب ) بودند دعوت پيغمبر را اجابت نكردند خداوند ولايت و خويشى آنها را بريد كه ميان آن دو و پيغمبر قرابت و ميراث و عهد و تولى نمانده است ( كافر ارث از مسلمان نمىبرد ) .
تو ادعا ميكنى فرزند كسى هستى كه عذاب دوزخ براى او كمتر و آسانتر و سبكتر است كه بهترين اشرار باشد . كفر نسبت به خداوند بزرگ و كوچك و سبك و سنگين ندارد و شر و بدى هم يكيست بهتر ندارد . هيچ مؤمنى كه به خداوند ايمان دارد حق اين تفاخر را ندارد كه عذاب من در آتش كمتر است . تو دچار ميشوى ( وارد دوزخ مىشوى )
« وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا »
آنانى كه ستمگر هستند خواهند دانست . تا آخر آيه .
اما حسن كه مىگوئى عبد المطلب او را دو بار بوجود آورد ( او انتساب دارد ) و پيغمبر هم ترا دو بار بوجود آورده ( دو نسب از ابوين برسول دارى ) . بهترين اولين و آخرين پيغمبر است و حال اينكه هاشم فقط از يك طرف يك نسب به او داده و عبد المطلب هم از يك جهت به او نسب داده است ( يعنى هر دو پدر و مادرش از يك نسب نبوده كه بهاشم يا بعبد المطلب برسند ) .
تو ادعا كردى كه در ميان بنى هاشم داراى نسب صريح و روشن هستى . زادهء عجم نمىباشى . مادران تو هم كنيز و فرزند دار ( كنيزى كه مادر فرزند باشد ) نبودند .