تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
كه تو خود مىدانى كه اين كار به من ارتباط دارد و من از تو احق و اولى هستم و من كسى هستم كه وفا بعهد خود خواهم كرد . اين امان و پيمانى كه ميخواهى به من بدهى از قبيل پيمانهاى تو خواهد بود ؟ آيا امان و پيمان ابن هبيره است ( كه او را با خيانت و عهد شكنى كشت ) يا امان عم خود عبد الله بن على يا امان ابى مسلم است ؟ چون نامهء محمد بن عبد الله بمنصور رسيد ابو ايوب موريانى ( وزير منصور ) به او گفت : بگذار من به او پاسخ بدهم . منصور گفت : چون ميان من و او موضوع حسب و نسب پيش و هر دو سر نسب بجدال پرداختيم بگذار من خود ( منصور ) به او جواب بدهم . منصور به او نوشت : بسم الله الرحمن الرحيم : اما بعد : سخنت به من رسيد و نامه ترا هم خواندم دانستم نهايت افتخار و مباهات تو خويشى زنان است كه با همين عنوان و انتساب بنسوان او باش و مردم جامد بىخرد را تسخير و گمراه كنى . خداوند هم زنان را بمرتبهء مردان و پدران و اعمام نرسانيده و خداوند عم را جانشينى پدر كرده كه در قرآن چنين آمده عم ولى فرزند و قيم او و بر مادر نزديك مقدم است اگر خداوند باندازهء خويش و قرابت براى زنان قائل بمرتبه و منزلت مىبود نخستين زنى كه داخل بهشت ميشد آمنه بود ( آمنه دختر وهب مادر پيغمبر ) زيرا او نزديكترين خويشان رسول اكرم است و بيشتر حق تقدم دارد . ولى خداوند براى خلق خود كسانى را با علم و اختيار و حسن انتخاب برگزيد . اما فاطمه مادر ابو طالب كه خداوند هيچ يك از فرزندان وى را اعم از ذكور و اناث نه پسر و نه دختر مسلمان نكرد و نصيبى از اسلام به آنها نداد . ( مقصود ابو طالب كافر مرده و مسلمان نشد كه جد محمد بن حسن و بالعكس عباس مسلمان شده بود ) اگر هم خويشى موجب توفيق بدين اسلام باشد عبد الله ( پدر پيغمبر ) احق و اولى بود كه بايد مسلمان شود ( و نشد ) ولى خداوند اين توفيق را نصيب هر كه ميخواهد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 175 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت