تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
پيغمبر جنگ و ستيز كنند و روز زمين فساد و تباهى را به كار برند اين است كه كشته و بدار آويخته با دست و پاى آنها از چپ و راست بريده شود يا از روى زمين طرد و تبعيد شوند . هر دو آيه ( كه يكى نقل شده و ترجمهء آن همين است ) عهد مىكنم عهد خدا و رسول و شرف پيغمبر كه من به تو و به تمام فرزندان و برادران و افراد خاندان و پيروان و متابعيتى تو امان بدهم كه خون شما از ريختن و اموال شما از ربودن مصون باشد و هر خونى را كه تو ريختى هدر و روا و هر مالى را كه گرفتى مباح باشد و من به تو هزار هزار درهم بدهم و هر حاجتى كه دارى روا بدارم و هر كه با تو بيعت كرده و نزد تو براى يارى آمده در امان باشد . در هر جا و هر شهرى كه بخواهى زيست كنى آزاد خواهى بود . هر كه در زندان من است و با تو بستگى دارد رها كنم . هيچ يك از اتباع و پيروان با افراد خاندان تو مواخذه و گرفتار نخواهند شد و تا ابد بر آنها ايراد و اغراض نخواهم كرد . اگر بخواهى مطمئن باشى و از من عهد و پيمان و سوگند بگيرى كسى را كه مورد اعتماد تو باشد نزد من بفرست تا پيمان عقد كند و السلام . محمد به او چنين پاسخ داد قسم
تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ . نَتْلُوا عَلَيْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسى وَ فِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
- الى -
يَحْذَرُونَ
( تا آخر آبه ) . يعنى
طسم
( رمز ) آن است آيات كتاب ( قرآن ) مبين - بيان كننده و روشن نموده از اخبار موسى و فرعون براى تو ميخوانيم و نقل مىكنيم كه حق باشد و براى مؤمنين روايت مىشود تا آخر آيه كه پرهيز كنند . من ( محمد بر منصور ) به تو همان امان را پيشنهاد مىكنم زيرا حق ( خلافت ) حق ماست و شما كه اين كار را ادعا كرده به خود بسته‌ايد بواسطهء ما و بعنوان و نام ما و از شيعيان ما يارى گرفتيد و رستگار شديد كه پدر ما على وصى ( پيغمبر ) و امام بوده چگونه شما جانشين و ولايت او را ربوديد و حال اينكه فرزندان او هنوز زنده هستند . تو خوب مىدانى كه اين حق را كسى مانند ما بايد بخواهد و بگيرد كه از حيث نسبت و شرف پدران ارجمند باشد تا فرزند مردم ملعون