تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
بلج شوريدند و قتل عبد الملك را به او تكليف كردند او از آنها ترسيد عبد الملك را كشت و بدار آويخت . سن او نود سال بود . چون خبر قتل او به دو فرزندش رسيد سپاهى از مارده تا اربونه جمع و تجهيز نمودند كه عده آن صد هزار بود سوى بلج و اتباع او كه در « قرطبه » بودند لشكر كشيدند . بلج از شهر لشكر كشيد و بمقابله آنها پرداخت اهل شام هم همراه او بودند او دو برادر و سپاه آنها را منهزم نمود و خود به شهر قرطبه برگشت ولى پس از چند روز زندگى را بدرود گفت . علت ورود بلج باندلس اين بود كه او با عم خود كلثوم بن عياض در جنگ بربر بوده . شرح اين واقعه گذشت كه چون عم او كشته شد او ناگزير باندلس پناه برد و عبد الملك بن قطن به او اجازه ورود داد كه موجب قتل عبد الملك گرديد . پس از آن اهل شام ثعلبه بن سلامه عاملى را بجاى او برگزيدند او ماند تا آنكه ابو الخطار والى آن ديار شد و آن در سنه صد و بيست و پنج بود كه اهل اندلس مطيع او شدند . ثعلبه و ابن ابى نسعه و دو فرزند عبد الملك هم نزد او رفتند و او به آنها داد و نيكى نمود . كار او بالا گرفت و پايدار شد او شجاع و خردمند و كريم بود . عده اهالى شام كه به او گرويدند فزون گرديد و شهر « قرطبه » بر آنها تنگ شد ناگزير آنها را در شهرستانها پراكنده كرد و سكنى داد . اهالى دمشق در محل « بيره » جا داد زيرا آن محل شبيه دمشق بود همان محل را هم دمشق ناميد . اهل حمص را هم در « اشبيليه » سكنى داد . اهل « قنسرين » را در « حيان » جا داد و آن را « قنسرين » نام نهاد . اهالى « اردن » را در صحرا سكنى داد و نام بلاد آنها را « اردن » گذاشت . مردم « فلسطين » را در « شذونه » منزل داد و آن را « فلسطين » ناميد . مصريان در « تدمير » جمع كرد و نام مصر را بر گزيد زيرا آن سرزمين شبيه مصر بود بعد از آن يمانيها تعصب كردند و آن تعصب موجب قيام ستيز « صميل » بن حاتم گرديد بر او شوريد و قبايل مضر را در ستيز او برانگيخت و خلع و عزل او را خواست . اين فتنه در سنه صد و بيست و هفت برخاست . « صميل » بن حاتم بن شمر بن