تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
سبب اين بود كه جنيد با فاضله دختر يزيد بن مهلب ازدواج نمود . هشام بر او غضب كرد و عاصم را بايالت خراسان منصوب نمود . جنيد مبتلا به مرض استسقا شده بود هشام بعاصم گفت : اگر ( به محل ايالت ) رسيدى و در او رمقى ديدى او را هلاك كن وقتى كه عاصم رسيد جنيد مرده بود ميان آن دو ( جنيد و عاصم ) دشمنى و كينه بود . عاصم عمارة بن صريم كه پسر عم جنيد و جانشين او بود دستگير كرد و سخت شكنجه داد . اين عماره جد هيذام سردسته متعصبين شام بود . ( بعد از او ) كه شرح آن خواهد آمد بخواست خدا . جنيد در مرو درگذشت او يكى از كريمان با سخا بود كه در مدح او اشعار گفته شده ولى سياست جنگى او خوب نبود كه در جنگ نيكنامى بدست نياورد .

بيان خلع ( خليفه ) از طرف حارث بن سريج در خراسان

در آن سال حارث بن سريج تمرد كرد و خليفه را خلع نمود و خود بفارياب رفت . عاصم بن عبد اللّه نمايندگانى نزد او فرستاد كه مقاتل بن حيان نبطى يكى از آنها بود ( ايرانى و ديلمى او و پدرش از سرداران نامى اسلام بودند ) خطاب بن محرز سلمى نيز همراه او بود . هر دو بهمراهان و اتباع خود گفتند : ما هرگز نبايد بدون تأمين و گرفتن امان از شخص حارث با وى ملاقات كنيم . همراهان نپذيرفتند و همه با هم رفتند حارث آنها را گرفت و بزندان سپرد و كسى را براى مراقبت آنان گماشت . آنها شخص مأمور زندان را گرفتند و ببند كردند و خود از زندان خارج شده بر اسبهاى خود سوار شدند و نجات يافتند و نزد عاصم برگشتند عاصم هم به آنها گفت : برخيزيد و ميان مردم در ملأ عام بحارث دشنام بدهيد و كارهاى زشت او را يك بيك بيان نمائيد كه او مرد خيانت كار و غدار مىباشد . حارث هم سياه پوشيد ( شعار كينه‌جويان ) و بكتاب خداوند ( قرآن ) و بيعت براى كسى كه همه از او راضى باشند دعوت نمود ( دعوت رضا عبارت از اين است كه براى شخص غير معين دعوت كنند كه پس از پيروزى او را انتخاب كنند و اين رويه هر چند وقتى به عمل مىآمد خصوصا براى خاندان پيغمبر و اولاد على ) . حارث