تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
ديار ده ماه تمام بود . در آن سال باز ابراهيم بن هشام مخزومى امير حاج شده بود . عمال و حكام هم همان كسانى كه در سال قبل بودند مگر جنيد كه امير خراسان شده بود . در ارمنستان هم جراح بن عبد اللّه بود .

سنهء صد و دوازده

بيان قتل جراح حكمى

در آن سال جراح بن عبد اللّه حكمى بقتل رسيد . علت همان است كه پيش از اين بدان اشاره نموديم كه او در كشور خزر رخنه كرد و مردم خزر تاب پايدارى نياورده از او گريختند . بعد از فرار خزر و ترك با هم متحد شده و از ناحيهء لان لشكر كشيدند جراح بن عبد اللّه با اهل شام بمقابله آنها شتاب كرد . جنگ سختى رخ داد كه مردم مانند آن را نديده بودند . دو طرف متحارب پايدارى و بردبارى و دليرى كردند . بر جمع خزر و ترك افزوده شد . جراح و اتباع او در مرز اردبيل بشهادت رسيدند . او برادر خويش حجاج بن عبد اللّه را در ارمنستان بجانشينى خويش نشانده بود چون جراح كشته شد مردم خزر در تسخير بلاد اسلام طمع كردند و پيش رفتند تا نزديك موصل رسيدند . كار مسلمين بسيار سخت و زار گرديد . جراح مردى پرهيزگار و نيكخواه و فاضل بود از عمال برگزيده عمر بن عبد العزيز بشمار مىرفت بسيارى از شعراء در رثاء وى سخن گفتند . محل قتل او بلنجر بود . چون خبر قتل او بهشام رسيد سعيد حرشى را نزد خود خواند و به او گفت : شنيدم كه جراح در قتال مشركان منهزم گرديد ( و كشته شد ) گفت : هرگز اى امير المؤمنين ! جراح خداوند را بيشتر و بهتر مىشناسد او هرگز نمىگريزد او كشته شد . پرسيد : عقيده تو چيست ؟ گفت : مرا با بريد ( چاپار پست ) با چهارپايان بريد ( بسرعت ) روانه كن كه عدهء چهارپايان چهل