حبيب بن مرهء عبسى را برياست شرطه ( پليس ) و مسلم بن عبد الرحمن باهلى را بحكومت بلخ نصب نمود . در آن هنگام نصر بن سيار حاكم بلخ بود . ميان او و باهليان ( از قبيله باهله ) كدورتى بوده و آن بسبب حوادث برقان بميان آمد . مسلم براى احضار نصر جماعتى فرستاد مأمورين او را در حال خواب ديدند و كشيدند او در جامه خواب بدون شلوار بود و با همان حال او را با مشت و لگد نزد مسلم ( حاكم جديد بجاى او ) بردند او گفت : مردى از بزرگان و سالاران مضر را بدين حال بيرون مىكشيد . جنيد خبر واقعه را شنيد و مسلم را از حكومت بلخ بر كنار كرد يحيى بن ضبيعه را بجاى او نشاند .
استيفاى خراج سمرقند را هم بشداد بن خليد باهلى واگذار كرد .
بيان حوادث ديگر
در آن سال معاوية بن هشام صائفهء قسمت چپ را براى جنگ و غزا قصد نمود .
سعيد بن هشام هم صائفهء طرف راست را قصد كرد تا عجل قيساريه رسيد . عبد اللّه بن ابى مريم هم از طرف دريا لشكر كشيد . هشام حكم بن قيس بن مخرمة بن عبد المطلب بن عبد مناف را فرمانرواى كل كشور نمود اعم از مصر و شام .
در آن سال تركان آذربايجان را قصد كردند حارث بن عمر بمقابلهء آنها قيام و آنها را منهزم كرد .
در آن سال هشام ( خليفه ) جراح بن عبد اللّه حكمى را بجاى برادر خود مسلمة بن عبد الملك بايالت ارمنستان منصوب كرد . او كشور خزر را از طرف تفليس مورد هجوم قرار داد و شهر آنها را كه بيضا باشد ( سفيد شهر ) گشود و بسلامت برگشت .
خزر تجمع و تجهيز كرده بلاد اسلام را قصد نمودند . آن هجوم باعث قتل جراح گرديد چنان كه آن را شرح خواهيم داد بخواست خداوند .
در آن سال عبيدة بن عبد الرحمن كه والى آفريقا بود عثمان بن لسعه را از ايالت اندلس عزل و هيثم بن عبيد كنانى را بجاى او نصب نمود . او در ماه محرم سنهء صد و يازده وارد كشور اندلس شد و در ماه ذى الحجه درگذشت پس ايالت او در آن