شخصا بجنگ او رفت و او را كشت و لشكرگاه وى را غارت كرد .
اين واقعه در تاريخ ديگر به صورت ديگرى ذكر شده كه مخالف اين روايت است و ما اين تاريخ را در سنه صد و سى و نه هنگامى كه عبد الرحمن اموى وارد اندلس شد شرح خواهيم داد .
بيان حوادث
عبد الواحد كه امير مكه و مدينه و طائف بود ( در آن سال ) امير الحاج بود .
يزيد بن عمر بن هبيره والى عراق و قاضى كوفه حجاج بن عاصم محاربى و قاضى بصره عباد بن منصور بودند . نصر بن سيار هم امير خراسان و فتنه در آن سامان بر پا شده بود .
در آن سال سالم ابو نصر ( زاهد ) و يحيى بن يعمر عدوى در خراسان وفات يافت . او علم نحو را از ابو الاسود دؤلى آموخت . او يكى از سخنوران فصيح تابعين بود .
در آن سال ابو زناد عبد اللّه بن ذكوان و وهب بن كيسان و يحيى بن ابى كثير يمامى ابو نصر و سعيد بن ابى صالح و ابو اسحق شيبانى و حارث بن عبد الرحمن و رقبة بن مصقلة كوفى و منصور بن ابى زاذان مولاى عبد الرحمن بن ابى عقيل ثقفى درگذشتند . شخص اخير ( كه دانشمند ايرانى بود ) در تشييع جنازه او مسلمين و يهود و نصارى و مجوسى ( زردشتيان ) همه حاضر شدند و شركت نمودند زيرا همه بر صلاح و نيكى او متفق بودند . گفته شده در سنه صد و سى و يك درگذشت .
سنه صد و سى
بيان رفتن ابو مسلم به شهر مرو و گرفتن بيعت
در آن سال در ماه ربيع الاخر ابو مسلم داخل شهر مرو شد . گفته شده در ماه جماد الاولى بود سبب ( پيروزى ) اين بود كه فرزند كرمانى با او متحد گرديد . قبل