بيان حال ابى حمزهء خارجى و طالب الحق
در آن سال ابو حمزه بلج بن عقبهء خارجى به سفر حج رفت . او از طرف عبد اللّه بن يحيى طالب الحق نمايندگى داشت كه ضد مروان بن حكم قيام و تحكيم ( لا حكم الا للّه شعار خوارج ) كند .
مردم در عرفه بودند ناگاه پرچمهاى سياه افراشته شد . عدهء هفتصد تن عمامه سياه بر سر داشتند نيزهها را بدست گرفته بودند مردم سخت ترسيدند علت را از آنها پرسيدند گفتند : ما ضد مروان و آل مروان قيام كردهايم .
عبد الواحد بن سليمان بن عبد الملك كه در آن هنگام والى مكه و مدينه بود با آنها گفتگو كرد و نماينده فرستاد كه بمتاركه تن دهند پاسخ دادند كه ما بيشتر بمتاركه مايل هستيم تا بتوانيم فريضه حج را با فراغت و آسايش ادا كنيم . او با آنها صلح كرد كه طرفين از تعرض يك ديگر مصون باشند تا مردم فريضهء حج را ادا كنند و باز گردند و يك تن از آنها نماند . آنها در عرفه كنار ايستادند . عبد الواحد مردم را سوى منى راند و خود در دار الحكومه منزل گزيد .
عبد الواحد هم عبد اللّه بن حسن بن على ( بن ابى طالب ) و محمد بن عبد اللّه بن عمرو بن عثمان ( برادر عبد اللّه از فاطمه دختر حسين بن على ) و عبد الرحمن بن قاسم بن محمد بن ابى بكر و عبيد اللّه بن عمر بن حفص بن عمر بن الخطاب و ربيعة بن ابى عبد الرحمن با عدهء از رجال مانند آنها را نزد ابو حمزه فرستاد . او در آن هنگام يك روپوش پنبهء غليظ بر دوش گرفته بود . عبد اللّه بن حسن بر آنها مقدم شده بود همچنين محمد بن عبد اللّه ( برادر او ) . او نسب آنها را پرسيد و آنها نسب خود را گفتند او رو ترش كرد و از هر دو اظهار تنفر نمود . پس از آن از عبد الرحمن بن قاسم و عبيد - اللّه بن عمر پرسيد . هر دو نسب خود را گفتند . او تبسم كرد و با روى خوش آنها را پذيرفت و گفت : به خدا قسم ما قيام نكردهايم مگر براى اينكه سيره و رويه پدران