از آن فرزند كرمانى و اتباع او و تمام قبايل عرب در خراسان ضد ابو مسلم متحد شده بودند . با نصر صلح كرده و همه يك جبهه تشكيل دادند . ابو مسلم سخت نگران شد . اتباع خود را براى جنگ آنها جمع و تجهيز نمود . سليمان بن كثير را با عده بمقابله فرزند كرمانى روانه كرد . سليمان بن كثير به او ( فرزند كرمانى ) گفت : ابو مسلم به تو مىگويد : آيا شرم ندارى و ترا عار نيايد كه با نصر صلح كنى و حال اينكه ديروز پدرت را كشت و بدار آويخت من گمان نمىكنم كه تو با نصر بتوانى در يك مسجد نماز بخوانى . اين پيغام به او تأثير كرد . او از تصميم خود منصرف شد و پيمان صلح را نقض نمود . صلح عرب هم نقض شد . چون پيمان صلح شكسته شد نصر ناگزير از ابو مسلم خواهش كرد با قبايل مضر متحد شود .
اتباع ابن كرمانى كه ربيعه و يمانىها بودند از ابو مسلم مانند آن خواهش را نمودند . چند روزى هم پيغام و مكاتبه ميان طرفين رد و بدل شد . ابو مسلم بهر دو گروه ( يمانى و اتباع نصر ) پيغام داد كه نمايندگان خود را بفرستند تا يكى از آن دو گروه متخاصم را انتخاب كند .
هر دو گروه ( يمانى و نصر ) نمايندگان خود را نزد ابو مسلم فرستادند . ابو مسلم بشيعيان ( بنى العباس ) دستور داد كه قبايل ربيعه و يمن را اختيار كنند زيرا تسلط و حكومت در دست مضر مىباشد و آنها تابع مروان ( بنى اميه ) و از طرف او حاكم و امير و آنها كشنده يحيى بن زيد هستند . نمايندگان دو گروه وارد شدند ابو مسلم براى پذيرائى آنها نشست و آنها را نشاند و عده هفتاد مرد از شيعيان نزد خود خواند و به آنها گفت : يكى از اين دو گروه را انتخاب كنيد . سليمان بن كثير از ميان شيعيان برخاست و سخن راند او خطيب بليغ و مقتدر بود . فرزند كرمانى و اتباع او را برگزيد .
سپس ابو منصور طلحة بن زريق هم برخاست و همان گروه ( كرمانى ) را برگزيد .
مرتد بن شقيق سلمى هم برخاست و گفت : مضر قاتل فرزندان پيغمبر و يار بنى اميه است . آنها ( پيروان ) مروان جعدى و ياران بنى اميه هستند . خون ما به گردن
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 299
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٩٩