باشد كه خداوند او را برگزيد و براى تمام خلق فرستاد . گفتند : هرگز ( منكر نيستيم ) . گفت آيا شك داريد كه خداوند كتاب ( قرآن ) خود را نازل كرده و در آن كتاب حلال و حرام و شرايع دين بيان شده و همان كتاب آنچه واقع شده و آنچه واقع خواهد شد بيان نموده است : گفتند : نه ( شك نداريم ) . گفت : آيا شك داريد كه خداوند پيغمبر خود را پس از وفات نزد خود برده و او رسالت خداوند را كاملا ادا نموده است ؟
گفتند : هرگز . گفت : آيا گمان مىكنيد كه علم خداوند كه بر پيغمبر نازل شده با خود پيغمبر رفته يا بعد از او هم مانده است . گفتند : آن علم مانده است . گفت : آيا گمان مىكنيد كه آن علم در غير خاندان رسول مانده يا در نزديكترين آنها الاقرب فالاقرب ( نزديكتر و نزديكتر ) . گفتند : هرگز ( غير از اين نيست ) . گفت : آيا شك داريد كه اين خانواده معدن علم است و افراد خاندان وارث علم رسول مىباشند كه خداوند او را تعليم و الهام فرموده است . گفتند : خدا مىداند كه جز اين نيست گفت : من شما را چنين مىبينم كه شما شك بردهايد و علم و برگزيده آنها را پس فرستادهايد . اگر آنها ( بنى العباس ) اين را نمىدانستند كه همين مرد بايد كار آنها را را پيش ببرد هرگز او را نزد شما نمىفرستادند . نبايد ترديد شود كه او نخواهد توانست آنها را يارى كند و بتواند وظيفه خود را درباره آنها انجام دهد . آنها فرستادند و او را از قومس ( گمش ) برگردانيدند و ابو داود باعث برگشتن او شده بود و او زمام امور را در دست گرفت . آنها ( پيروان بنى العباس ) اطاعت كردند .
ابو مسلم اين كينه را نسبت بسليمان بن كثير داشت و اين حق را براى ابو داود حفظ نمود .
او ( ابو مسلم ) مبلغين و داعيان را در سراسر خراسان فرستاد . مردم دسته دسته و فوج فوج قبول و متابعت مىكردند . بر عدهء آنها افزوده شد . مبلغين در سراسر خراسان نفوذ يافتند . ابراهيم امام به او ( ابو مسلم ) نوشت كه در موسم حج حاضر شود و آن در سنه صد و بيست و نه بود . قحطبة بن شبيب را هم همراه داشته باشد هر چه مال نزد او جمع شده با خود حمل كند ( و بابراهيم بدهد ) . او هم بدستور او عمل كرد . عدهء
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٨١