تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
مفضل بن سرقى سلمى ( از طرف پاسدار ) مأمور مزاحمت و آزار آنها شد . ابو مسلم با او خلوت كرد و پيشنهاد متابعت را داد او پذيرفت و اجابت نمود . آنها نزد وى ( پاسدار ) اقامت كردند و با فراغت بال رخت بستند و برگشتند . ابو مسلم بمرو رفت و نامه امام را بسليمان بن كثير داد كه در آن نامه به او امر شده دعوت را آشكار كند . آنها ( شيعيان بنى العباس ) ابو مسلم را بلند كردند و گفتند : او مردى از اهل بيت است ( خاندان رسول ) . براى طاعت و متابعت بنى العباس دعوت كردند . بمتابعين خود چه دور و چه نزديك پيغام دادند كه به آنها ملحق شوند . دستور دادند كه همه دعوت را آشكار و عقيده خود را اظهار كنند . ابو مسلم در يكى از قراى مرو اقامت نمود . نام آن قريه « فنين » است . در آنجا مهمان عيسى بن اعين نقيب بود . از آنجا ابو داود نقيب را باتفاق عمرو بن اعين بطخارستان و نزديك بلخ روانه كرد كه در آنجا دعوت را آشكار كنند . آنها در ماه رمضان رسيدند . خود در ماه شعبان در آن قريه نزول كرد . در آن هنگام نصر بن صبيح تميمى و شريك بن غضى تميمى را بمرورود روانه نمود كه در ماه رمضان دعوت خود را آغاز كنند . ابو عاصم عبد الرحمن بن سليم را بطالقان ( خراسان ) فرستاد ( براى تبليغ ) جهم بن عطيه را بخوارزم نزد علاء بن حريث فرستاد كه دعوت را ابلاغ كند آن هم در ماه رمضان كه پنج روز مانده از پايان ماه مزبور . ابو مسلم در تمام آن دعوتها و پيغامها دستور داده بود كه پيروان اگر دچار حمله دشمنان شوند شمشيرها را كشيده نبرد و جهاد كنند و اگر دشمن متعرض آنها نشود باكى نخواهد بود كه خوددارى كنند تا وقت ضرورى برسد . ابو مسلم بعد از آن از قريه مزبور بقريه « سفيذنج » منتقل شد . و پس از مهماندارى ابو الحكم بمهماندارى سليمان بن كثير خزاعى تمتع نمود و آن در تاريخ بيست و هشتم ماه رمضان بود . در آن هنگام كرمانى و شيبان هر دو با نصر بن سيار در نبرد بودند . ابو مسلم