پذيرفت . ابو مسلم از آنجا به محل « نسا » رفت . عامل آن محل سليمان بن قيس سلمى از طرف نصر بن سيار بود . چون به محل « نسا » نزديك شد فضل بن سليمان طوسى را نزد اسيد بن عبد اللّه خزاعى فرستاد كه خبر ورود خود را به او اطلاع دهد . در يكى از قراى « نسا » منزل كرد در آنجا مردى از شيعيان را ديد از اسيد تحقيق كرد آن مرد نهيب داد و به او گفت : او در اين ده فتنه و فساد برپا كرد زيرا راز دو مرد را نزد حاكم افشا كرد و حاكم آن دو مرد را بازداشت همچنين احجم بن عبد اللّه و غيلان بن فضاله و غالب بن سعيد و مهاجر بن عثمان را گرفتار نمود . فضل نزد ابو مسلم بازگشت و به او خبر داد . ابو مسلم ناگزير از طريق آن قريه عدول كرد . طرخان بن حمال را فرستاد كه اسيد و هر كه توانست از شيعيان ( بنى العباس ) را حاضر كند چون اسيد رسيد ابو مسلم اخبار آن محل را از او تحقيق نمود او گفت : از هر بن شعيب و عبد الملك بن سعد نزد من آمدند و نامههاى امام را به من سپردند و بيرون رفتند نمىدانم چه كسى خبر آنها را به حاكم داد كه آنها را گرفتند . ابو مسلم گفت : آن نامهها چه شد ؟
گفت : نزد من است . نامههاى امام را به او داد .
ابو مسلم بقومس ( گمش ) رفت كه در آنجا بيهس بن بديل عجلى حاكم بود ( از طرف نصر بن سيار ) در آن هنگام نامه ابراهيم امام در قومس رسيد كه ابو مسلم برگردد . بيهس ( حاكم گمش ) نزد او رفت و علت جنبش او را پرسيد او گفت : ما ( اين گروه ) قصد حج را داشتيم چون شنيديم راه ناامن است از سفر منصرف شديم ابراهيم امام براى ابو مسلم و سليمان بن كثير خزاعى نامه نوشت هر جا كه اين نامه بشما برسد از آمدن منصرف شويد و به محل خود برگرديد كه من درفش پيروزى ( علم سياه ) را براى شما فرستادهام .
ابو مسلم بازگشت ولى قحطبه را باموال نزد امام ( ابراهيم ) فرستاد . ( ماليات و عوارض ) چون بنيشابور رسيدند فرمانده پاسگاه در عرض راه پيش رفت و از آنها تحقيق و بازجوئى نمود ، گفتند ما قصد حج داشتيم ولى از ادامه سفر بيمناك شده مراجعت كرديم .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 274
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٧٤