شنيد جون بن كلاب خارجى را با عده بمقابله عامر فرستاد با عامر نبرد كردند عده عامر منهزم شدند و او ناگزير بقلعه سن پناه برد . مروان هم پياپى براى او مدد فرستاد كه از طريق صحرا مىرسيدند چون عده او تكميل شد بجنگ جون و خوارج پرداخت جون ( فرمانده ) را كشت و خوارج را پراكنده كرد . منصور بن جمهور هم از كوهستان ( كرمانشاهان و لرستان ) براى شيبان مال و مدد مىفرستاد .
ابن ضباره ( پس از پيروزى و قتل خوارج ) سوى موصل رفت . چون شيبان ديد كه جون كشته شده و عامر سوى او لشكر كشيده ترسيد كه ميان دو لشكر محاصره شود ناگزير با خوارج كه همراه او بودند از موصل كوچ كرد . عامر هم در موصل بمروان پيوست . مروان او را با لشكرى عظيم بدنبال شيبان فرستاد كه اگر شيبان لشكر بزند او هم اقامت نمايد و اگر كوچ كند او را دنبال كند ولى جنگ را آغاز نكند مگر اينكه خود شيبان ابتدا كند . در هر حال بتعقيب او بكوشد ( و باز دارد ) . او در آن حال بود تا از كوه گذشت ( ايران ) و بدشت فارس رسيد كه در آنجا عبد اللّه بن معاوية بن حبيب ( بايد عبد اللّه باشد و مؤلف يا ناسخ اشتباه كرده ) بن جعفر ( برادر على بن ابى طالب كه خبر او گذشت ) با سپاه انبوه و وعدهء بسيار ( خليفه ) بود . او ( شيبان خارجى ) نتوانست با عبد اللّه بسازد از آنجا كوچ كرد و بجيرفت كرمان رفت . عامر بن ضباره هم رسيد و در قبال فرزند معاويه ( عبد اللّه در فارس ) چند روزى لشكر زد سپس جنگ را آغاز كرد . فرزند معاويه گريخت و بهرات پناه برد . ابن ضباره با عده خود به قصد شيبان بجيرفت رفت در آنجا نبردى سخت رخ داد . خوارج منهزم شدند لشكرگاه آنها بتاراج رفت شيبان هم بسيستان گريخت و در آنجا هلاك شد و اين واقعه در تاريخ سنه صد و سى بود .
گفته شده : جنگ مروان با شيبان در موصل فقط مدت يك ماه بود كه شيبان بفارس گريخت و عامر بن ضباره او را دنبال كرد .
شيبان بجزيره ابن كاوان پناه برد و بعد از آنجا بعمان رفت كه در آنجا جلندى بن مسعود بن جيفر بن جلندى ازدى او را كشت و قتل او در سنه صد و سى و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 272
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٧٢