تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
ام كثير ضبيه ( از طايفه ضبه ) گفت :
لا بارك اللّه فى انثى و عذبها * تزوجت مضريا آخر الدهر ابلغ رجال تميم قول موجعة * احللتموها بدار الذل و الفقر ان انتم لم تكروا بعد جولتكم * حتى تعدوا رجال الازد فى الظهر ان استحبت لكم من بعد طاعتكم * هذا المزونى بجنبيكم على قهر
يعنى : خداوند فرخنده ندار و رنجور بدار زنى را كه با مضر ( با يكى از افراد قبيله ) ازدواج كند و اين رنج تا آخر روزگار باشد . ( در مذمت قبايل مضر كه از يمانىها شكست خورده بودند ) . رجال تميم را از قول ( يك زن ) دردناك ابلاغ كن ( و خبر بده ) كه شما ( آن زن را ) بخانهء خوارى و تنگدستى نشانده‌ايد . اگر شما بعد از پراكندگى نتوانيد دوباره حمله كنيد و مردان ازد را به پشت اندازيد . ( چنين باشيد كه گفته شد كه هيچ زنى به ازدواج شما تن ندهد - كنايه از خوارى مضر كه مردان شايسته ندارند و گر نه مغلوب نمىشدند ) .

بيان شيعيان بنى العباس

در آن سال ابراهيم امام ابو مسلم خراسانى ( اصفهانى ) را كه نام او عبد الرحمن بن مسلم است بخراسان فرستاد كه سن او در آن زمان نوزده سال بود . باتباع و ياران خود هم نوشت كه من اين ( جوان ) را بر خراسان و هر سامانى را كه بگشايد امير كرده‌ام . شما امر مرا اطاعت كنيد و فرمانبردار باشيد . او ( ابو مسلم ) رسيد و آنها قبول نكردند بعد به مكه رفتند و امام ابراهيم را ديدند ابو مسلم به او خبر داد كه آنها فرمان شما را اطاعت نكردند ابراهيم گفت : من اين كار را به ديگران هم تكليف كردم و از من ( امارت ابو مسلم را ) قبول نكردند . امارت او را بسليمان بن كثير پيشنهاد كرده بود او گفت : من در دو جا و براى دو كس سوگند ( بيعت ) ياد نمىكنم . ( يكى امام ابراهيم و ديگرى نماينده او ابو مسلم ) . همچنين