فرزند اقطع ( بريده ) مقصود نصر بن سيار را كشت . مضريان ( قبيله نصر ) دلسرد شدند كه آنها اتباع نصر بودند . چون ندا ( دروغ ) را شنيدند گريختند تميم بن نصر پياده شد و سخت دليرى كرد . چون يمانىها مضريها را شكست دادند حارث بنصر پيغام داد كه يمانىها شكست شما را ننگ من دانستهاند ( كه هر دو از مضر بودند ) من از جنگ با تو خوددارى مىكنم تو هم دليران خود را بمقابله كرمانى بفرست .
نصر بر او عهد و پيمان گرفت و پذيرفت .
در آن هنگام عبد الملك بن سعد عودى به يارى نصر رسيد . ابو جعفر عيسى بن حرز هم از مكه آمد : نصر بعبد الحكيم عودى كه عوذ طايفه از ازو بودند گفت :
آيا مىبينى كه سفيهان قوم تو چه كردند ؟ گفت : نه بلكه سفيهان و بىخردان قوم تو بسبب دوام امارت تو و طول مدت باعث اين كار شده . قوم تو باستثناء ربيعه و يمن بامارت و ولايت رسيدند . ميان ربيعه و يمن خردمندان و بىخردان هم هستند .
بىخردان و نادانان بر خردمندان و دانايان غلبه كردند ( كه كار بدين گونه شده ) .
ابو جعفر عيسى بنصر گفت : اى امير ولايت و امارت تو بس باشد اين كارها را رها كن ( و آسوده باش ) . يك امر بزرگ و مهم ترا دچار خواهد كرد . يك مرد ناشناس كه نسب وى مجهول باشد ( ابو مسلم كه هنوز شناخته نشده بود ) . شعار سياه را آشكار خواهد كرد او براى دولت ديگرى دعوت مىكند . او چيره و پيروز خواهد شد در صورتى كه شما همه نگران و حيران خواهيد ماند .
نصر گفت : بسبب كموفائى و اختلاف و كشاكش چنين خواهد بود و گفته تو صدق خواهد يافت . باز گفت : ( ابو جعفر ) من چنين مىبينم كه حارث كشته و بدار آويخته خواهد شد . كرمانى هم از چنين وضع و حالى دور نخواهد بود ( او هم كشته مىشود ) .
چون نصر از شهر مرو خارج شد كرمانى شهر را گرفت خطبه كرد و بمردم امان داد ولى بعد خانهها را ويران و اموال را تاراج كرد . حارث بر آن كارها اعتراض كرد كرمانى هم خواست او را دچار كند ولى صرف نظر كرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦٢