تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
بيشتر از بيست ضربت ديدند . در همانجا تكبير و شادى كردند . سپاه ضحاك دانست كه دشمن بر مرگ او آگاه شده . مروان سر او را بشهرهاى جزيره فرستاد . ميان مردم گردانيدند . گفته شده ضحاك و خيبرى در سنه صد و بيست و نه كشته شدند .

بيان قتل خيبرى و ايالت شيبان

چون ضحاك كشته شد سپاهيان او با خيبرى بيعت و روز بعد جنگ را تجديد كردند . مروان بمقابله آنها پرداخت . سليمان بن هشام بن عبد الملك هم با خيبرى بود چنان كه قبل از آن همراه ضحاك بود . قبل از اين علت پيوستن او را نوشته بوديم كه در نصيبين بضحاك ملحق شد . عده او سه هزار مرد بود . خانواده و پيوستگان هم همراه او بودند . سليمان با خواهر شيبان حرورى ( فرقه از خوارج ) ازدواج كرد . اين شيبان حرورى بعد از قتل خيبرى بجانشينى او ( فرماندهى خوارج ) منصوب شد . خيبرى با عده چهار صد سوار از فدائيان ( شراره كه بهشت را خريده و جان خود را فروخته بودند جمع شارى از خوارج جانباز ) . حمله كرد مروان در قلب لشكر بود تاب نياورده تن بگريز داد . خيبرى و ياران او داخل لشكر ( مروان ) شده شعار خود را اعلان كردند ، مىكشتند و مىزدند و پيش مىرفتند تا بخيمه و بارگاه مروان رسيدند . طنابها را بريدند و خيبرى بر مسند مروان نشست . در آن هنگام ( كه قلب شكست خورده ) ميمنه مروان بفرماندهى فرزندش عبد اللّه پايدارى و دليرى مىكرد . همچنين ميسره بفرماندهى اسحاق بن مسلم عقيلى . چون لشكريان دانستند كه عده خيبرى كم است . غلامان و فراشان عمود و چوبهاى خيمه را گرفتند و بر خيبرى و اتباع او هجوم بردند او را كشتند . تمام اتباع او را هم كشتند كه در خيمه مروان جمع شده بودند . مروان كه پنج ميل از لشكر دور شده بوده خبر قتل خيبرى را شنيد بازگشت و بلشكر خود پيوست و سواران گريخته را بجاى خود برگردانيد . آن شب گذشت و روز بعد اتباع خيبرى شيبان را بفرماندهى خود