تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
يعنى : تو آن كار را مكن كه برادر خود را ( برادر نوعى ) بر ارتكاب مانند آن ملامت كنى . گفته مردى را هم مپسند كه قول او مخالف فعل وى باشد .

بيان مراجعت حارث بن سريج بمرو

در آن سال حارث بمرو برگشت . او مدتى ميان مشركين زيست مىكرد . پيش از اين علت برگشتن او را نوشته بوديم . در ماه جمادى الثانية سنه صد و بيست و هفت . مردم در محل « كش ميهن » باستقبال او رفتند چون مردم را ديد گفت : من از روزى كه رفتم تا كنون قرار نگرفتم و چشم من روشن نشد مگر اينكه بدانم خداپرستى در كار باشد و طاعت خداوند شامل حال شما باشد . نصر هم او را ديد و منزل داد و روزانه پنجاه درهم براى او مقرر نمود . او از خورشها بيك خورش اكتفا مىكرد و زن خود را طلاق داده و فرزندان خويش را ترك كرده بود ( كه براى جنگ و جهاد مجرد باشد ) نصر به او پيشنهاد كرد كه امارت و حكومت بدهد و صد هزار دينار ( زر ) به او بپردازد و او قبول نكرد بنصر پيغام داد كه من دنيا و لذت دنيا را ترك گفته‌ام من از تو ميخواهم بكتاب خداوند ( قرآن ) و سنت پيغمبر عمل كنى و مردم پرهيزگار را بر سر كار بگمارى . اگر تو چنين كنى من ترا ضد دشمن يارى خواهم كرد . حارث بكرمانى هم پيغام داد كه اگر نصر بكتاب خداوند و سنت پيغمبر عمل كند من با او مساعدت خواهم كرد و اگر نكند من با تو همراه خواهم بود به شرط اينكه تو با عدالت رفتار كنى . بنى تميم ( قوم خود ) را دعوت كرد . از تميم و اقوام ديگر عده بسيارى اجابت كردند و به او گرويدند . بنصر هم گفت : من مدت سيزده سال از اين بلاد خارج شد و بر ستم اعتراض و تعرض نمودم و حال اينكه تو ميخواهى مرا بستمگرى وادار كنى . عده سه هزار مرد به او گرويدند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 244 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت