تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥

بيان نقض عهد اهالى حمص

در آن سال اهالى حمص بر مروان شوريدند . علت اين بود كه چون مروان به محل « حران » برگشت و از كارهاى شام آسوده شد مدت سه ماه در آن ديار اقامت گزيد . اهالى حمص آغاز مخالفت نمودند و ثابت ابن نعيم موجب مخالفت آنها گرديد كه با آنها مكاتبه و بقيام دعوت كرده بود . اهل حمص باهالى تدمر هم اطلاع مخالفت خود را دادند و آنها را كه از قبيله كلب بودند باتحاد دعوت نمودند . اصبغ بن ذوالة كلبى با فرزندان خود و معاوية سكسكى كه پهلوان شام بود به آنها پيوستند . عده ديگر از پهلوانان و سواران شام هم نزد آنها رفتند . در شب عيد فطر همه تجمع كردند : مروان كه شنيد لشكر كشيد و شتاب كرد . ابراهيم ( خليفه ) مخلوع هم همراه او بود همچنين سليمان بن هشام كه بهر دو امان داده و گرامى داشته بود . مروان ( با لشكر خود ) دو روز بعد از عيد فطر به شهر حمص رسيد اهالى دروازه‌ها را بستند . او اطراف شهر و دروازه‌ها را بازرسى كرد يكى از دروازه‌ها را در نظر گرفت و دستور داد منادى او فرياد بزند براى چه شما پيمان را شكستيد . آنها كه نگهبان در بودند پاسخ دادند كه ما هرگز عهد را نقض نكرده‌ايم مطيع تو هستيم . گفت : پس در را باز كنيد . آنها در را باز كردند عمر بن وضاح با قوم خود و ضاحيه كه عدهء آنها سه هزار مرد بود داخل شدند . اهالى شهر با آنها جنگ كردند ولى خيل مروان رسيد و بر شدت كارزار افزودند محصورين ناگزير از در تدمر خارج شدند در آنجا اتباع مروان كه در را محاصره كرده بودند با آنها نبرد كردند تمام آنها كه قصد خروج داشتند كشته شدند . اصبغ بن ذؤاله و فرزندش فرافصه گريختند مروان گروهى از گرفتاران را كشت . پانصد نعش را هم در پيرامون شهر بدار كشيد . قسمتى از ديوار و حصار شهر را هم ويران كرد . گفته شده فتح حمص و تخريب ديوار و باره آن در سنه صد و بيست هشت
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 245 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت