تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
هم اسير كرده نزد مروان فرستاد . ثابت با فرزند ديگرش رفاعه پنهان شدند . مروان دماحن ( در طبرى رماحس ) بن عبد العزيز كنانى را بامارت فلسطين منصوب نمود او ثابت را پيدا كرد و با غل و زنجير نزد مروان فرستاد . پس از دو ماه از از آن واقعه مروان دستور داد دست و پاى ثابت و فرزندانش را قطع كنند . نعش آنها را بدمشق بردند و در پيرامون مسجد انداختند سپس نعشها را بدار كشيدند . در آن هنگام مروان در محل دير ايوب اقامت داشت براى ولايت‌عهد دو فرزندش عبيد اللّه و عبد اللّه بيعت گرفت . دو دختر هشام بن عبد الملك را با آن دو پسر تزويج كرد . بنى اميه را هم در جشن زفاف آنها جمع كرد و بلاد شام آرام گرفت . فقط تدمر در حال ستيز ماند . لشكر كشيد و در محل « قسطل » لشكر زدند فاصله ما بين او و تدمر چند روز بود . اهالى تدمر آبهاى عرض راه را برگردانيدند يا آلوده كردند يا بستند او مشكها و راويه‌ها و وسايل ديگر حمل آب را آماده و بر اشتران حمل كرد . در آن هنگام ابرش بن وليد و سليمان بن هشام و كسان ديگر توسط كرده با مروان مذاكره نمودند كه نماينده نزد اهالى تدمر بفرستد او قبول كرد و ابرش را بنمايندگى خود نزد آنها فرستاد او با آنها گفتگو كرد و آنها تسليم شده تن باطاعت و انقياد دادند چند تن از آنها كه از مروان بيمناك بودند سر بصحرا زدند و ابرش ديوار و حصار شهر را منهدم كرد و عده از بزرگان شهر را بنمايندگى سايرين نزد مروان برد . مروان يزيد بن عمر بن هبيره را براى جنگ ضحاك خارجى بعراق فرستاده بود . اهالى شام را باعزام سرباز هم تكليف كرد و دستور داد بفرماندهى خود كه يزيد باشد ملحق شوند . مروان برصافه رفت . سليمان بن هشام از او اجازه گرفت كه چند روزى بماند تا همراهان او استراحت كنند و چهار پايان هم تقويت شوند به او اجازهء توقف داد . مروان هم به محل « قرقيسيا » رفت كه يزيد ابن هبيره را كه در آنجا لشكر زده بود تجهيز و براى جنگ ضحاك روانه كند ناگاه ده هزار جنگجو از اهالى شام برگشته نزد سليمان در رصافه رفته او را براى خلع مروان و خلافت خود دعوت