تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
( خيانت كردند ) . اتباع ابن معاويه منهزم شدند و بكوفه پناه بردند . ابن معاويه هم با آنها بود كه بكاخ رفتند ( قصر اماره ) . ميسره كه ربيعه بوده ( و پيروز شده بود ) به حال خود ماند و پايدارى كرد مضر و ديگران هم با آنها بودند بعمر بن غضبان گفتند : ما بر شما بيمناكيم كه مردم نسبت بشما خيانت كردند خوب است برگرديد و برويد ابن غضبان گفت : هرگز من از اينجا نمىروم تا كشته شوم . اتباع او عنان مركب او را گرفتند و خواه و ناخواه او را بكوفه بردند . روز بعد ابن معاويه به آنها گفت : اى قوم ربيعه ديديد كه مردم چه كردند ( خيانت كردند ) . خون ما به گردن شماست اگر بخواهيد جنگ را ادامه دهيد ما آماده هستيم و اگر بخواهيد امان بگيريد براى ما هم امان بگيريد . عمر بن غضبان بابن معاويه گفت : ما همراه شما نخواهيم بود و در صف شما جنگ نخواهيم كرد و براى شما هم امان نخواهيم گرفت ( زيرا فرزند معاويه از ميدان گريخته بود و با آنها نماند كه پايدارى كند يا كشته شود ) . اتباع ابن معاويه در قصر ماندند در حالى كه زيديها ( شيعيان زيد بن على بن - الحسين ) در هر كوى و برزن و معبر با اتباع ابن عمر جنگ و از حمله آنها دفاع مىكردند و آن دفاع چند روز كشيد . پس از آن ربيعه براى ابن معاويه و براى خود امان گرفت ( قبيله ربيعه بفرماندهى عمر بن غضبان ) همچنين زيديها كه همه هر جا كه بخواهند آزادانه بروند . ابن معاويه از كوفه بمداين رفت در آنجا گروهى از اهل كوفه به او پيوستند با آنها بحلوان رفت و آن شهر را گرفت و بعد بر كوهستان و همدان و اصفهان و رى غلبه كرد . بندگان و غلامان اهل كوفه ( نه امراء و اعيان ) به او ملحق شدند . او شاعر نيك سخن بود كه گفت :
و لا تركبن الصنيع الذى * تلوم اخاك على مثله و لا يعجبنك قول امرئ * يخالف ما قال فى فعله