به او سپرد .
بيان وفات يزيد بن وليد بن عبد الملك
در آن سال در بيستم ماه ذى الحجه يزيد درگذشت . مدت خلافت او شش ماه و دو روز بود . سن او چهل و شش سال گفته شده : سى و هفت سال بود مادرش ام ولد ( مادر فرزند - كه اسير يا كنيز را گويند كه از شوهر يا مالك خود داراى فرزند شود ) كه نامش شاه فرند ( در طبرى شاه افريد ) بود او دختر فيروز بن يزدگرد بن شهريار بن خسرو ( ايران و آخرين پادشاه ساسانى ) بود در شهر دمشق وفات يافت . او دربارهء خود چنين گفته ( و تفاخرها كرده ) بود .
انا ابن كسرى و ابى مروان * و قيصر جدى و جدى خاقان
يعنى منم فرزند خسرو و پدرم مروان است جد من قيصر و جد ديگرم خاقان است . علت اينكه دو جد خود را يكى قيصر و ديگرى خاقان گفته اين است كه مادر يزدگرد دختر خسرو شيرويه فرزند خسرو ( پرويز ) و مادرش دختر قيصر ( روم ) بود و مادر شيرويه دختر خاقان پادشاه ترك بود آخرين كلمهء كه از دهانش آمد اين بود . وا حسرتا و وا اسفاه ( اى دريغ و افسوس ) . بر خاتم او اين كلمه نقش شده : « العظمة للّه » .
او نخستين كسى بود كه روز عيد با سلاح بيرون آمد . ميان دو صف سلحشور مىخراميد .
گفته شده : او قدرى ( معتقد به قضا و قدر ) بود . او گندمگون و زيبا داراى سر كوچك بود .
بيان خلافت ابراهيم بن وليد بن عبد الملك
چون يزيد بن وليد درگذشت برادرش ابراهيم بخلافت نشست ولى كارش نافرجام بود . بعنوان خليفه نزد او مىرفتند و سلام مىكردند گاهى بعنوان امير و گاهى بدون هيچ يك از آنها . مدت چهار ماه بدان حال ماند .