را جانشين خود كرده ) براى شيعيان ( پيروان بنى العباس ) فرستاد . او بمرو رفت و نقبا ( سران قوم ) و مبلغين را جمع كرد و خبر وفات محمد را داد و گفت : فرزند خود ابراهيم را بجانشينى خود منصوب كرده نامهء ابراهيم را هم به آنها داد آنها نامه را بوسيدند و هر چه از شيعيان بعنوان زكات جمع كرده بودند به او دادند كه براى او ببرد او هم مال را نزد ابراهيم برد .
بيان بيعت ابراهيم بن وليد براى ولايت عهد
در آن سال يزيد بن وليد دستور داد كه براى برادرش ابراهيم بن وليد بيعت ولايت عهد گرفته شود و بعد از او عبد العزيز بن حجاج بن عبد الملك جانشين باشد .
علت تعيين وليعهد اين بود كه يزيد در سنهء صد و بيست و شش بيمار شد به او گفته شد آن دو تن را بجانشينى خود معين كند . قدريها بر يزيد اصرار بسيار كردند تا دستور داد براى آن دو شخص بيعت بگيرند .
بيان مخالفت مروان بن محمد
در آن سال مروان بن محمد مخالفت خود را با يزيد بن وليد آشكار نمود .
علت اين بود كه هنگامى كه وليد كشته شد عبد الملك بن مروان بن محمد با عمر بن يزيد برادر وليد در حران اقامت گزيده بود آن هم بعد از برگشتن از جنگ صائفه ( روميان ) .
در آن هنگام حاكم جزيرهء عبده بن رياح غسانى از طرف وليد منصوب شده بود چون وليد كشته شد عبده مذكور بشام رفت و عبد الملك خود سرانه حكومت آن محل باضافه حران را در دست گرفت به پدر خود كه در ارمنستان بود نوشت و خبر تصرف دو محل را داد و به او تاكيد كرد كه خود سريعا برگردد . مروان آمادهء سير و سفر گشت مرزها را هم بمرزبانان سپرد و تظاهر كرد كه بخونخواهى وليد برخاسته . مروان