با سپاه خود زود رسيد ثابت بن نعيم جذامى هم همراه او بود او از اهل فلسطين ( عرب مقيم فلسطين ) بود علت همراهى او اين بود كه هشام او را حبس كرده بود و او بمروان پناه برد . علت حبس او هم اين بود كه هشام او را بافريقا فرستاده بود كه حاكم هشام را كشته بودند او در آنجا فتنه و فساد ميان لشكريان ايجاد كرد و هشام او را بزندان افكند . چون مروان در يكى از سفرهاى خود نزد هشام رفت او را بدان حال ديد پايمردى كرد و او را همراه خود برد . چون مروان با سپاه خود مراجعت نمود ثابت بن نعيم بشاميان گفت : بهتر اين است كه ما مروان را ترك بگوييم و بشام ( بلاد خود ) برگرديم شاميان همه به او گرويدند و عدهء آنها دو برابر عدهء لشكر مروان بود و چون جدا شدند شبانه نگهبانى براى حراست خود معين كردند و مستقل گرديدند . هنگام بامداد هم آماده كارزار شدند . مروان مناديان را دستور داد كه ندا بدهند . اى اهل شام براى چه چنين كرديد ؟ مگر من نسبت بشما نيكى نكرده بودم آنها جواب دادند كه ما باطاعت خليفه نسبت به تو فرمانبردار بوديم اكنون خليفه كشته شده و اهل شام با يزيد بيعت كردهاند ما بفرماندهى ثابت تن دادهايم كه ما را بسپاه خود در شام ملحق كند كه مطيع يزيد ( خليفه ) باشيم . مناديان گفتند : شما دروغ مىگوئيد . براى اين از ما جدا شدهايد كه اهل ذمه ( غير مسلمان تحت حمايت اسلام ) را در عرض راه غارت كنيد و اموال آنها را ببريد . ميان ما و شما شمشير حكم و كارگر خواهد بود ما با شما جنگ خواهيم كرد تا تسليم شويد آنگاه شما را نزد غازيان خواهم برد و بعد از آن بسپاه خود در شام ملحق خواهيد شد . آنها اطاعت كرده برگشتند مروان دستور داد كه ثابت بن نعيم و فرزندان او را بازدارند . سپاه را هم بانضباط وادار كرد تا به محل حران رسيد آنگاه شاميان را بشام فرستاد .
سپاه جزيره را سان ديد عدهء آنها بالغ بر بيست و دو هزار گرديد آنها را بشام براى جنگ يزيد كشيد . يزيد هم به او نوشت كه بيعت كن تا من تمام ممالكى را كه عبد الملك بمحمد پدرت سپرده بود دوباره به تو بسپارم و آن عبارت از جزيره و ارمنستان و موصل و آذربايجان خواهد بود . مروان هم بيعت كرد و يزيد آن ممالك را
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 224
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢٤