يعنى : من ضمانت و تعهد مىكنم كه آسمان ( ابر ) زيان و ضرر از شما برداشته شود اگر مانعى پيش نيايد . نزديك است كه پيوستن و افزودن عطاء من براى شما انجام گيرد .
ديوان استخدام و ديوان عطاء با هم جمع خواهد شد كه مدت يك ماه منشيان سرگرم تنظيم آن خواهند بود .
حلم الوادى مغنى ( مطرب ) گفت : ما نزد وليد بوديم كه خبر مرگ هشام رسيد . خلافت را هم به او تهنيت گفتند . عصاى خلافت را هم براى او آوردند همچنين خاتم ما مدت يك ساعت خاموش شديم بعد با احترام خلافت به او نگاه ( و تعظيم ) كرديم . او گفت : بخوانيد و بنوازيد .
طاب يومى و لذ شرب السلافه * و اتانا فعى من بالرصافه
و اتانا البريد ينعى هشاما * و اتانا بخاتم للخلافه
فاصطبحنا من خمر عانة صرفا * و لهينا بقينة عرافه
يعنى : روزم خوش و باده گوارا گشته . از ناحيهء رصافه خبر مرگ آمده كه پيك رسيد و خبر مرگ هشام را داد و مهر و خاتم خلافت را آورد . ما هم باده صبوحى از مى « عانه » ( محل در فرات ) زديم و مطرب ما يك دخترك خوش الحان بود .
او سوگند ياد كرد كه از جاى خود نرود تا اين شعر را با ساز و آواز بخوانند و او هم باده بنوشد . ما هم هر چه خواست انجام داديم و آن روز تا هنگام شب بمستى و طرب خوش بوديم .
وليد در آن سال براى دو فرزندش حكم و عثمان بولايت عهد بيعت گرفت كه يكى پس از ديگرى باشند و حكم مقدم باشد . بكشورهاى عراق و خراسان هم اين تصميم را نوشت و ابلاغ كرد .