بحروريها ( خوارج ) هنگام مقابله در محل برقان روز سرخ مرگ را نمايان كرد .
گفته شده : مسعود بر بحرين غلبه نمود . همچنين يمامه كه مدت نوزده سال در بحرين حاكم بود تا سفيان بن عمرو عقيلى او را در يمامه كشت .
( خضرمه ) بكسر خاء و سكون ضاد هر دو نقطهدار و كسر راء .
بيان حال مصعب بن محمد والبى
مصعب يكى از سالاران خوارج بود . عمر بن هبيره او را دنبال كرد همچنين بتعقيب مالك بن صعب و جابر بن سعد كوشيد آنها خروج و قيام كردند و در خورنق ( خورنگاه نزديك كوفه از آثار خسروان ايران ) جمع شده مصعب را برياست برگزيدند . آمنه خواهر مصعب هم همراه او بود . چون خلافت بهشام بن عبد الملك رسيد او خالد قسرى را بامارت عراق منصوب كرد و خالد لشكرى براى سركوبى خوارج فرستاد . آنها از خورنق كوچ كردند و به محل حزه در پيرامون موصل رسيدند در آنجا لشكر به آنها رسيد جنگ واقع و خوارج كشته شدند .
گفته شده قتل آنها در آخر روزگار يزيد بن عبد الملك رخ داد يكى از شعراء گفت :
فتية تعرف التخشع فيهم * كلهم احكم القرآن اماما
قد برى لحمه التهجد حتى * عاد جلدا مصفرا و عظاما
غادرهم بقاع حزة صرعى * فسقى الغيث ارضهم يا اماما
يعنى راد مردانى كه فروتنى و خضوع و خشوع را در آنها مىبينى و مىشناسى همه قرآن را براى خود پيشوا و رهنما قرار داده ( احكم حكم نمود يا از اشعار آنها كه لا حكم الا اللّه ، باشد ) عبادت و شب زندهدارى گوشت تن آنها را گداخته كه پيكر آنها را استخوان و زرد رنگ نموده آنها را در سرزمين حزه كشتند . باران تربت آنها را سيراب كند اى امام ( معشوقه يا زن خود ) .