اين است كه تو مردى را كه از قوم خود باشد ( خود را گويد ) تسليم مردى از قيس نخواهى كرد . گفت : چنين است . ( ترا تسليم نخواهم كرد ) .
بيان بعضى حوادث
در آن سال عبد الواحد بن عبد اللّه نضرى ( امير مدينه ) امير الحاج بود . امير عراق و مشرق ( خراسان و غيره ) هم عمر بن هبيره و قاضى كوفه حسين بن حسن كندى و قاضى بصره عبد الملك بن يعلى بودند . در آن سال ابو قلابهء جرمى ( يكى از بزرگترين فقهاء بود ) درگذشت . گفته شده او در سنه صد و هفت وفات يافت .
عبد الرحمن بن حسان بن ثابت ( شاعر شهير ) انصارى در همان سال وفات يافت . در آن سال يحيى بن عبد الرحمن بن حاطب بن ابى بلتعه و عامر بن سعد بن ابى وقاص و موسى بن طلحة بن عبيد اللّه و عمير مولاى ابن عباس كه كنيهء او ابو عبد اللّه بود و خالد بن معدان بن ابى كرب كلاعى ساكن شام وفات يافتند .
سال صد و پنج
بيان خروج و قيام عقفان
در زمان خلافت يزيد بن عبد الملك مردى از مروريان ( فرقهاى از خوارج ) بنام عقفان با عدهء صد مرد قيام كرد . يزيد خواست براى سركوبى او لشكر بفرستد به او گفته شد اگر او در اين سرزمين كشته شود خوارج ( آن را مقدس دانسته ) مركز مهاجرت و اقامت خود خواهند كرد بهتر اين است كه براى هر فردى از اتباع او يك مرد از قبيله نزد او روانه كنى كه با مرد خارجى قبيلهء خود گفتگو و او را منصرف و متقاعد كند . او هم بدان راى و نصيحت عمل كرد . اقوام و قبايل هر فرد خارجى به او گفتند : ما از اين مىترسيم كه بسبب قيام شما دچار و نابود شويم . براى هر يك