بنت الصلت عقيدهء شيعيان را داشت نزد زيد رفت و بر او درود گفت . او بسيار زيبا ولى مسن بود ولى فزونى جمال سن وى را مىكاست . زيد از شخص او خواستگارى كرد . او گفت : سن من اقتضاى اجابت ندارد ولى من دختركى بسيار زيبا دارم كه از من سفيدتر و بهتر و زيباتر است . شكل او بهتر و نازش فزونتر است . زيد خنديد و دختر او را بزنى گرفت . او در كوفه خانه به خانه منتقل مىشد گاهى نزد اين زن و گاهى نزد آن . و گاهى هم ميان قبيله بنى عبس يا بنى هند يا تغلب مىزيست تا كار او آشكار گرديد .
بيان جنگ و غزاى نصر بن سيار در ما وراء النهر
در آن سال نصر بن سيار در ما وراء النهر دو بار جنگ و غزا نمود . يك بار از باب جديد لشكر كشيد كه از بلخ رفت بدان ناحيه سپس برگشت و بمرو رسيد در مرو بر منبر فراز گشت و خطبه نمود و گفت : من جزيه را از مسلمين ( تازه مسلمان كه به حال سابق مانده و جزيه را به زور از آنها مىگرفتند ) لغو كردم و اين جزيه را بر مشركين تحميل مىكنم كه پيش از اين از ماليات آنها كاسته شده بود . بمردم اطلاع داد كه من منصور بن عمر بن ابى الخرقاء را براى رسيدگى بتظلم ستمكشان معين كردهام . يك آدينه بيشتر نگذشته بود كه عدهء سى هزار مسلمان كه پيش از آن جزيه مىپرداختند و او جزيه آنها را الغاء كرد نزد وى حاضر شدند . همچنين عدهء هشتاد هزار تن از مشركين تجمع كردند كه او جزيه مسلمين را بر آنها تجمع كرد .
آنچه از مسلمين حذف شده بر مشركين وضع و مقرر گرديد . ماليات و خراج را هم مرتب كرد كه هر قسمى يك نحو باشد و هر نحو در محل خود و از مؤدى خود دريافت شود .
پس از آن براى دومين بار به قصد جنگ و غزا لشكر كشيد و به محل « ورغسر » و « سمرقند » رسيد و برگشت و باز براى بار سيم از مرو به محل « شاش » لشكر كشيد در آنجا « كورصول » با عدهء پانزده هزار جنگجو كه حارث بن سريج با آنها بود مانع