تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
مرگ او « دبيله » زخم معده بود . او مدتى بيمار شده و بعد بهبودى يافت . روزى براى او گوجهء نوبر آوردند . يكى از آن ميوه‌ها را براى هرات دهقان ( بزرگ شهر هرات ) انداخت . زخم معده ( يا رودهء زيادى - آپانديست ) منفجر شد و او را كشت . هنگام جان دادن جعفر بن حنظلهء بهرانى را بجانشينى خود برگزيد او مدت چهار ماه حكومت كرد و بعد امارت بنصر بن سيار داده شد كه در ماه رجب بايالت رسيد . دهقان هرات ( كلمهء خراسان را هم مؤلف بر هرات اضافه كرده كه در طبرى و تواريخ ديگر نيامده ) دوست مخصوص اسد بود . روز مهرجان براى اسد هدايا و تحف بسيار حمل كرده بود كه هرگز مانند آنها ديده نشده بود . بهاى پيشكش او بالغ بر هزار هزار ( يك ميليون ) بود . ( درهم ) هنگام تقديم هدايا باسد گفت : ما گروه عجم ( ايرانيان ) مدت چهارصد سال ايران را با خرد و بردبارى و متانت و وقار تملك كرديم . رجال ما سه طبقه بودند يكى نيك نفس و نكوكار هر جا مىرفت پيروز مىشد و خداوند شهرها را براى او مىگشود . رجل ديگر داراى مروت و جوانمرديست منتسب بيك خاندان اصيل و مرد ديگر بردبار و كريم و سخى مىباشد كه با اين صفات پيشوا و مقدم مىشود خداوند تمام صفات هر سه طبقه را در تو جمع كرده . هيچ‌كس باندازهء تو كدخدامنش و بزرگوار نمىباشد . تو مرد گرامى و توانا هستى كه خانواده و حشم و بندگان و دوستان خود را خوب اداره و نگهدارى مىكنى همه انضباط و اطاعت دارند . هيچ كس بر ديگرى چه بزرگ و چه خرد تعدى و ستم نمىكند تو كاروانسراها را در راهها ساختى يكى از كارهاى بزرگ و شگفت‌انگيز تو اين است كه با خاقان كه صد هزار سپاهى داشت روبرو شدى در حالى كه حارث بن سريج همراه او بود مقابله كردى او را شكست دادى و منهزم نمودى و بعد او را كشتى ( باعث قتل او شدى ) . اتباع او را كشتى و لشكرگاه او را غارت كردى اما كرم و سخاى تو ما نمىدانيم كدام يك از دو قسم مال را بيشتر دوست دارى مالى كه بدست تو مىرسد يا مالى كه بدست تو بخشيده مىشود . مسلم است كه آنچه را كه تو مىبخشى براى تو گواراتر است و بيشتر چشم ترا روشن مىكند . اسد از گفتهء او خنديد و گفت : تو بهترين دهقانى هستى كه نزد ما مىباشد . اسد تمام آن هدايا را ميان