تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
آغاز كنند . ابن ابى سبره خود امتحان بسيار خوبى داد و سخت دليرى و نبرد عظيم كرد . مسلمين بر آنها چيره شدند و همه را كشتند حتى يك فرد و يك مرد از آنها زنده نماند . ابن ابى سبره در آن جنگ مشهور شد و ديلميان بعد از آن از مرز و سرزمين خود تجاوز نكردند . محمد يگانه مرد دلير آن مرز شده بود كه ميان مردم انگشت نما گرديد . او باده‌گسار بود و در آن شهر بود تا زمان عمر بن عبد العزيز كه دستور داد او براى جنگ زراره كه مركز تبه كاران كوفه بود برود . او از قزوين بكوفه رفت و چون ديلميان بر سفر او آگاه شدند هجوم و تاراج را تجديد كردند و بمسلمين زيان رسانيدند . آن مرز مدت درازى دچار اختلال گرديد . مردم بعبد الحميد بن عبد الرحمن كه امير كوفه بود نوشتند كه محمد بن ابى سبره را بقزوين برگرداند . او هم بعمر بن عبد العزيز نوشت و او اجازه داد كه او بمرز برگردد . محمد برگشت و مرز را مصون داشت . محمد برادرى بنام خثيمة بن عبد الرحمن داشت كه عبد الرحمن خود ابو سبره ( كنيهء او ) بود . آن برادر يكى از فقهاء و علماء بود .

بيان تمرد و عصيان عبد الرحمن بن محمد بن اشعث بر حجاج

در آن سال عبد الرحمن بن محمد بن اشعث و اتباع او نسبت بحجاج تمرد و مخالفت كردند و براى جنگ او لشكر كشيدند . گفته شده است : آن تمرد در سنهء هشتاد و دو بود . علت آن اين بود كه چون حجاج عبد الرحمن بن محمد را بفرماندهى سپاه براى جنگ رتبيل فرستاد و او داخل كشور دشمن شد و غنايمى بدست آورد و قلعه‌ها و سنگرها را گرفت بحجاج نوشت كه عقيدهء او اين است كه در درون كشور پيش نرود تا بر چاه و راه كاملا آگاه شود و باج و خراج را مانند سابق دريافت كند . چون نامهء او بحجاج رسيد پاسخ داد كه : نامهء تو مانند نامهء كسى بود كه به ترك جنگ و ادامهء آسايش مايل باشد كه با دشمن مدارا كند و به او مهلت مىدهد و حال اينكه دشمن قبل از اين لشكر مسلمين را نابود كرده و سپاهيان دلير و آزموده را كشته بود كه مقتولين از مشاهير و برجستگان اسلام بودند . تو اگر با سپاهى كه من فرستاده‌ام
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 65 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت