تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
كرده و انتقام كشيده بود . آن قوم شوريدند ولى مقاعس و بطون كه همه از طوايف تميم بودند با آنها مخالفت كردند . مردم ترسيدند كه آن شورش باعث فتنه و فساد و اختلال حكومت بشود . خردمندان قوم گفتند : خونبهاى صعصعه را بپردازيد و آنها را آرام كنيد ، خون بحير هم در قبال خون بكير خواهد بود . آنها خونبهاى صعصعه را پرداختند . يكى از ابناء دربارهء آن واقعه چنين گفت :
للّه در فتى تجاوز همه * دون العراق مفاوزا و بحورا ما زال يتعب نفسه و ركابه * حتى تناول فى الحروب بحيرا
يعنى : در راه خدا باد جوانمردى كه همت او از عراق تجاوز كرده و او ( براى انتقام ) بيابانها را پيموده و درياها را درنورديده ، تن خويش و مركب خويش را برنج عادت داده تا آنكه در نبرد خود بحير را بدست آورده ( و كشته ) است .

بيان هجوم ديلميان بقزوين و دخول در شهر و حوادث آنها

قزوين از ناحيهء ديلمان مرز مسلمين بود . لشكريان همواره در آن شهر اقامت كرده و آماده نبرد و دفاع بودند و هميشه در حال خطر و حذر ديده‌بانى و حراست شبانه روزى بودند . در آن سال گروهى از مسلمين در حال محافظت و نگهبانى شهر بودند . ميان آنها محمد بن ابى سبرهء حنفى بود كه مردى دلير و سوارى شجاع و داراى رتبهء ارجمند در سپاه و نيك نام و مشهور بود . چون او بقزوين رسيد مردم را نگران ديد كه شب را بى خوابى مىكشيدند و رنج نگهبانى و نگرانى را تحمل مىكردند . او بمردم آن شهر ( مسلمين ) گفت : شما از اين مىترسيد كه دشمن وارد شهر شما بشود ؟ گفتند : آرى . گفت : اگر چنين كنند و داخل شهر شوند بشما انصاف مىدهند ( كه نيروى خود را به كار بريد ) . شما دروازه‌ها را باز بگذاريد و باك نداشته باشيد . آنها دروازه‌ها را باز گذاشتند . ديلميان شنيدند و لشكر كشيدند و شبيخون زدند و بر دروازه‌ها هجوم بردند و به شهر داخل شدند . مردم ( مسلمين ) فرياد زدند و نهيب دادند . ابن ابى سبره ( محمد ) دستور داد كه دروازه‌ها را بر آنها ببندند و جنگ را