عمال او كه از آنها باز خواست يا مطالبه نكرد . مدت ده ماه حكومت كرد تا پدرش رسيد . مهلب هم در سنهء هفتاد و نه وارد خراسان شد .
بيان بعضى حوادث
در آن سال ابان بن عثمان بامارت حج سفر كرد كه در آن هنگام امير مدينه بود ، در آن سال حجاج امير كوفه و بصره و خراسان و سيستان و كرمان بود . مهلب در خراسان بنيابت حجاج امارت داشت ، در سيستان هم عبيد الله بن ابى بكره بود ، قاضى كوفه هم شريح كما كان بود . موسى بن انس هم قاضى بصره بود . بر حسب بعضى از روايات . در آن سال عبد الرحمن بن عبد الله قارى زندگانى را بدرود گفت . عمر او هفتاد و هشت سال بود كه پيغمبر ( در كودكى ) دست بر سر او كشيده بود .
( قارى با ياء تشديد شده ) در آن سال يزيد بن خالد جهنى در گذشت . غير از اين روايت هم گفته شده . عبد الرحمن بن غنم اشعرى هم وفات يافت كه او در زمان جاهليت هم بود ، او به يارى و صحبت پيغمبر موفق نشده بود .
سال هفتاد و نه
بيان جنگ و غزاى عبيد الله بن ابى بكره با رتبيل
چون عبيد الله بن ابى بكره از طرف حجاج بايالت سيستان منصوب شد مدت يك سال از جنگ و غزا خوددارى كرد ، زيرا در آن هنگام رتبيل در حال صلح بود و همواره باج و خراج را مىپرداخت ولى گاهى هم تعلل و از تأديهء آن خوددارى ميكرد .
حجاج بعبيد الله بن ابى بكره نوشت كه براى جنگ او لشكر بكشد و باز نگردد مگر پس از فتح بلاد و پس از فتح ، تمام قلاع و سنگرهاى او را ويران و مردان جنگجوى او