تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
و دليران كشته شدند . مهلب دست از جنگ آنها كشيد و چون بجيرفت داخل شد دوباره آنها را كه در حال كوچ و فرار بودند دنبال كرد تا در مسافت چهار فرسنگ دور از جيرفت به آنها رسيد . جنگ را از آغاز تا نيم روز بر پا كرد و بعد خود از ادامهء جنگ ( عمدا ) دست كشيد ولى در قبال آنها پايدارى نمود . عبد ربه هم ياران خود را جمع كرد و گفت : اى گروه مهاجرين ، قطرى و اتباع او گريختند و زندگانى را بر مرگ و جهاد ترجيح دادند و حال اينكه راهى سوى زندگانى نيست . اكنون بيائيد با دشمن مقابله كنيد و جان خود را به خداوند بدهيد . جنگ دوباره تجديد شد . طرفين سخت نبرد كردند . جنگ‌هاى سخت پيش را از خاطر بردند ، كه مانند جنگ اخير هرگز نبردى رخ نداده بود . گروهى از اتباع مهلب بر استقبال مرگ تصميم گرفتند و دليرى كردند . خوارج هم پياده شده دست و پاى اسب‌هاى خود را بريدند و كشتند كه وسيلهء فرار نباشد . جنگ بر شدت خود افزود و كار بسيار سخت شد به حدى كه مهلب گفت : من در مدت عمر خود مانند امروز روزى ( پر مصيبت و بلا ) نديده‌ام . پس از آن خداوند تعالى بمهلب نصرت داد خوارج منهزم شدند و بسيارى از آنها بقتل رسيدند . عبد ربه كبير ( رئيس آنها ) يكى از مقتولان بود . عدهء كشتگان بالغ بر چهار هزار تن گرديد . لشكر گاه آنها بدست محاربين افتاد . بسيارى از زنان مسلمين كه گرفتار شده بودند نجات يافتند زيرا آنها زنان مسلمين را اسير مىكردند ( مانند كفار با آنها رفتار مىكردند ) . طفيل بن عامر بن وائله در اين باره گفت و عبد ربه و ياران او را در شعر خود نام برد :
لقد مس منا عبد رب و جنده * عقاب فامسى سبيهم فى المقاسم سما لهم بالجيش حتى ازاحهم * بكرمان عن مثوى من الارض ناعم و ما قطرى الكفر إلا نعامة * طريد يدور ليله غير نائم اذا فرمنا هاربا كان وجهه * طريقا سوى قصد الهدى و المعالم فليس بمنجيه الفرار و ان جرت * به الفلك فى لج من البحر دائم
يعنى : عبد ربه و لشكر او دچار عقاب شدند كه اسراء آنها بعنوان غنيمت تقسيم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 43 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت