تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
عبد الملك را از خلافت خلع و حجاج را طرد و بكتاب خدا و سنت پيغمبر دعوت و اين كار ( خلافت ) را بشورى واگذار كنم كه مسلمين هر كه را بخواهند و به او راضى باشند انتخاب نمايند . بعضى از آنها با او بيعت كردند و بعضى قبول نكرده برگشتند . يكى از كسانى كه از او رخ تابيد سبرة بن عبد الرحمن بن مخنف بود كه نزد حجاج رفت و بجنگ شبيب بهمراهى شاميان پرداخت . مطرف سوى حلوان رفت . در آنجا سويد بن عبد الرحمن سعدى از طرف حجاج حاكم بود . سويد با قبايل كرد خواستند مانع او شوند كه نزد حجاج معذور باشند ولى مطرف بر حسب موافقت نهانى و حفظ ظاهر از آنها گذشت ولى بر اكراد حمله كرد و عده‌اى از آنها را كشت و راه خود را گرفت و رفت چون بهمدان نزديك شد كه در آنجا برادرش حمزة بن مغيره حاكم بود از همدان عبور و آن شهر را ترك كرد و از سمت چپ بلوك دينار را قصد نمود . نزد برادر خود هم فرستاد و از او مدد خواست او هم در خفا مال و سلاح براى او فرستاد . مطرف رفت تا بقم و كاشان رسيد . در آن شهرستان حاكم و عامل نصب و معين كرد مردم هم از اطراف نزد او رفتند و تجمع نمودند . از اشخاصى كه به او گرويدند سويد بن سرحان ثقفى و بكير بن هارون نخعى كه با صد تن از رى رفت و به او ملحق شد . براء بن قبيصه كه حاكم اصفهان از طرف حجاج بود خبر مطرف را براى حجاج نوشت و از او مدد خواست كه با مال و عده‌اى جنگجو او را يارى كند . حجاج هم دسته دسته مرد نبرد براى او فرستاد كه همه با اسبهاى بريد ( پست ) رسيدند . حجاج به عدى بن زياد حاكم رى هم نوشت كه مطرف را دنبال كند و او با براء بر جنگ مطرف متحد شود . عدى از رى لشكر كشيد و با براء ابن قبيصه متحد و ملحق گرديد ولى خود عدى امير هر دو سپاه بود . شش هزار مرد نبرد گرد آنها جمع شدند . حمزة بن مغيره نزد حجاج فرستاد و پوزش خواست حجاج هم بقبول معذرت او تظاهر كرد خواست او را عزل كند ولى ترسيد كه او هم عصيان و تمرد كند . حجاج بقيس بن سعد عجلى كه رئيس شرطهء ( پليس ) حمزه بود نوشت كه تو پس از اين امير و حاكم ( همدان ) خواهى بود . حمزه را بگير و باز داشت
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 38 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت