تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
دشمن رخنه يابد . هر يكى از اين دسته‌ها اگر دچار جنگ و حمله ناگهانى شود از دستهء ديگر مدد و يارى نخواهد و دسته مجاور ديگر نبايد به يارى آنها مبادرت كند . خوارج نزديك شما هستند و ممكن است شبيخون بزنند شما همه آماده و مستعد دفاع حملهء ناگهانى باشيد . شبيب هم شبيخون زد ولى آنها مطابق دستور آمادهء دفاع و هشيار بودند . او بر يك دسته حمله كرد و مدتى دراز جنگ و كوشش نمود هيچ يك از آنها جاى خود را ترك نكردند . آن دسته را گذاشت و بدستهء ديگر حمله كرد كه آنها هم سخت پايدارى كردند و باز آنها را ترك كرد و به دستهء ديگر هجوم برد كه آنها هم دليرى كرده ثابت ماندند . دستهء چهارم را قصد كرد با آنها نبرد نمود تا سه قسمت از شب گذشت آنگاه پياده شد و جنگ كرد . دستها را بريد و سرها را انداخت و عدهء مقتولان و مجروحان فزون از اندازه گشت و چشمها هم با ضرب شمشير او كور شد ولى سى تن از اتباع او هم كشته شدند . از اهل شام هم صد تن به خاك افتادند و جان دادند متحاربين هر دو سخت خسته شدند بحديكه هر يك از آنها شمشير ميزد ولى كارى از پيش نمىبرد و باز جنگ به حدى رسيد كه همه قادر بر قيام نبودند . طرفين نشسته جنگ مىكردند كه تعب بر آنها چيره شده بود چون شبيب از پيروزى نا اميد گرديد آنها را به حال خود گذاشت و رفت . از رود دجله عبور كرد و سرزمين خوخى را دوباره طى نمود و راه واسط را گرفت و باهواز رفت از آنجا هم فارس و كرمان را قصد كرد كه مدتى خود و يارانش آسوده بمانند . درباره فرار او چيزهاى ديگرى هم گفته شده و آن اينست كه حجاج براى تعقيب او يك امير فرستاد كه شبيب او را كشت و باز ديگرى كه او را هم كشت كه يكى از آن دو حاكم حمام اعين ( محل ) بود . بعد از آن شبيب بكوفه رسيد و داخل شهر گرديد . غزاله همسرش همراه وى بود . غزاله نذر كرده بود كه در مسجد كوفه نماز بخواند و در هر ركعتى از نماز سوره بقره و سوره آل عمران را بخواند ( درازترين سوره ) . او عدهء خود را مرتب كرد ( و بكوفه هجوم برد و داخل شد و زن او نماز خواند ) . حجاج هم مردم را شبانه دعوت و جمع كرد و با آنها مشورت نمود كه چه بايد كرد كه مردم سخت پريشان شده و از شبيب رنجها كشيده بودند . مردم