تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
را بجنگ و پايدارى تشويق و تشجيع نمود . عبد الحميد هم تا محل نخيله لشكر كشيد . در آنجا جويهاى آب را از رود روان كرد ( براى لشكريان ) براى كوفيان هم مراقب و نگهبان مرتب كرد مبادا بگريزند و به فرزند مهلب ملحق شوند . يك عده نماينده هم برياست سبرة بن عبد الرحمن بن مخنف نزد مسلمه فرستاد . مسلمه هم عبد الحميد را از ايالت و امارت كوفه عزل و بجاى او محمد بن عمرو بن وليد بن عقبه را نصب نمود كه خالدار باشد « ذو الشامة » ( بدان صفت مشهور بود ) . يزيد رؤساء اتباع خود را جمع كرد و گفت : من چنين تصميم گرفته‌ام كه عدهء دوازده‌هزار تن اختيار و با برادرم محمد بن مهلب براى شبيخون آماده كنم . آنها با خود پالان و جوال پر خاك ببرند كه در خندق بريزند و از آن بگذرند و سپاه مسلمه را شبانه غافل‌گير كنند . آنها جنگ را آغاز كنند و من پياپى براى يارى آنها مدد خواهم فرستاد تا هنگام بامداد ، آنگاه خود و سپاهيان جنگ عمومى را آغاز كنيم . من اميدوارم كه خداوند ما را پيروز خواهد كرد . سميدع گفت : ما آنها را بكتاب خداوند و سنت پيغمبر دعوت كرديم و آنها ادعا كردند كه اين پيشنهاد را قبول نموده‌اند بنابر اين روا نباشد كه ما خدعه كنيم و آنها را غافلگير و دچار نمائيم ، مگر اينكه آنها در خواست و پيشنهاد ما را رد كنند ولى تا وقتى كه آنها قبول كرده باشند غدر و خيانت روا نباشد . ابو رؤبه كه رئيس فرقهء مرجئه بود و آنها هم با او در ميدان جنگ حضور داشتند . گفت : او ( سميدع ) راست گفت . چنين بايد باشد ( مطابق عقيدهء او ) . يزيد گفت : واى بر شما باور ميكنيد كه بنى اميه به قرآن و سنت پيغمبر عمل مىكنند و حال اينكه اين عمل را از روز نخست از دست داده بودند . آنها از روز نخست نسبت بشما خدعه و تزوير ميكردند و پى مكر و حيله مىگشتند . هان زود بشتابيد تا آنها خدعه را به كار نبسته و بر شما سبقت نيافته باشند . من بنى مروان را ديدم ، از آنها دروغگوتر و فريبنده‌تر نيافتم . غدر و خيانت آنها هميشه كارگر است . اين ملخ زرد ( مقصود مسلمه ) بيشتر از همه غدر و خيانت مىكند . - گفتند : هرگز ما چنين نخواهيم كرد مگر آنكه آنها پيشنهاد ما را رد كنند و تا آنها قبول كرده باشند ما چنين كارى نخواهيم كرد . مروان بن