تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
از وصول آنها سپاهيان تو در عرض جزيره آنها را مشغول و مانع از وصول خواهند شد ، آنگاه تو و لشكر ديگر تو به يارى آنها خواهى رفت . اهل موصل هم بمدد تو و اهل عراق و مرزداران همه يكى بعد از ديگرى به يارى تو خواهند رسيد و تو در يك سرزمين خرم با خواربار ارزان جنگ را با شاميان شروع و ادامه خواهى داد . عراق را هم پشت سر خواهى گذاشت و اتصال عراق را قطع خواهى كرد . گفت : من دوست ندارم كه از سپاه خود دور و جدا باشم . چون بواسط رسيد ( با سپاه ) مدتى در آنجا اقامت كرد . آن سال پايان يافت ( بقيهء خبر در تاريخ بعد ذكر خواهد شد ) .

بيان حوادث ديگر

در آن سال عبد الرحمن بن ضحاك بن قيس كه والى مدينه بود . امير الحاج شده بود . امير مكه هم عبد العزيز بن عبد اللّه بن خالد بن أسيد بود و عبد الحميد والى كوفه و قاضى آن شعبى بود . بصره تحت تسلط فرزند مهلب در آمده و خراسان بايالت و امارت عبد الرحمن بن نعيم . در آن سال اسماعيل بن عبد الله از ايالت آفريقا معزول و يزيد بن ابى مسلم منشى حجاج بجاى او منصوب گرديد . او در آنجا بود تا كشته شد كه بعد از اين شرح آن خواهد آمد بخواست خداوند تعالى . در آن سال مجاهد بن جبر رحلت يافت . گفته شده در سنهء سه ( صد و سه ) يا چهار يا صد و هفت و سن او هشتاد و سه سال بود . عمار بن جبر هم درگذشت . گفته شد ابو صالح ذكوان و عامر بن اكثمهء ليثى و ابو صالح سمان . گفته شده زيات ( هر دو بمعنى روغن فروش ) زيرا او سمن و زيت مىفروخت ( روغن ) و ابو عمر و سعيد بن اياس شيبانى كه عمر او صد و بيست و هفت سال بود و با پيغمبر هم يارى نداشت ( ولى در آن زمان بود ) درگذشتند . در زمان خلافت عمر ( بن عبد العزيز ) عبيدة بن ابى لبابه ابو القاسم عامرى هم وفات يافت .