بيان مرگ محمد بن مروان
در آن سال محمد بن مروان بن حكم برادر عبد الملك درگذشت . او امير و والى جزيره و ارمنستان و آذربايجان بود . بجنگ و غزاى روم و ارمنستان چند بار لشكر كشيد . او دلير و نيرومند بود . عبد الملك بر او رشك مىبرد . چون عبد الملك كارها را سامان داد ، آنچه در دل ( از رشك ) داشت ابراز كرد . محمد ( ناگزير ) ارمنستان را قصد كرد ( كه از برادر حسود دور شود ) . چون با عبد الملك وداع كرد ، عبد الملك علت مفارقت و جدائى او و سير و سفر را پرسيد . او چنين پاسخ داد :
و انك لا ترى طردا لحر * كالصاق به بعض الهوان
فلو كنا بمنزلة جميعا * جريت و انت مضطرب العنان
يعنى : تو براى طرد و دور كردن يك آزاده جز پيوستن خوارى به او ( خوار نمودن او ) طريق ديگرى پيدا نمىكنى . اگر من و تو هر دو در يك منزلت و مقام بوديم ، معلوم مىشد كه من چگونه تاخت مىكردم و تو چگونه لگام بدست مضطرب و عقب مىماندى .
عبد الملك به او گفت : به تو قسم مىدهم كه در جاى خود بمانى . به خدا سوگند از ما چيز بد نخواهى ديد . نسبت به او هم مهربان و نيكخواه شد .
نوبت بوليد رسيد . خواست او را عزل كند . مردى را طلب كرد كه جاى او را بگيرد كوشيد و مانند او كسى نيافت كه بتواند مرزدار باشد ، مگر مسلمة بن عبد الملك .
بيان رسيدن يزيد بن مهلب به شهر بصره و خلع يزيد بن عبد الملك
گفته شد : در آن سال يزيد بن مهلب از زندان عمر بن عبد العزيز گريخت .
چنان كه شرح آن گذشت . چون عمر درگذشت و با يزيد بن عبد الملك بيعت كردند ، بعبد الحميد بن عبد الرحمن و عدى بن ارطاة نوشت و بهر دو دستور داد كه از يزيد