أليون كشتى و كارگر و باربر براى حمل خواربار آماده كرده بود . در يك شب تمام ذخائر خواربار را حمل كردند و بردند . در انبارها چيزى كه قابل باشد نگذاشتند .
أليون هم به طرف آنها رفت و بجنگ مسلمين كمر بست . أليون مسلمه را فريب داد و او دچار فريبى شد كه اگر يك زن دچار آن مىشد ننگ و عيب ملازم او ميبود .
( مقصود مسلمهء فريب خورده از زن كمتر بود باصطلاح و مثال زمان ) .
سپاه مسلمين دچار بليه گرديد كه هيچ سپاه ديگرى بدان مبتلا نشده بود .
كار به جائى رسيد كه يك سرباز به تنهائى از لشكرگاه خارج نمىشد . لشكريان چهارپايان را كشتند و خوردند و باز كار به جائى رسيد كه چرم و ريشه و برگ و هر چه از خاك روئيده بود خوردند . در آن هنگام سليمان در « دابق » اقامت داشت . زمستان هم رسيد و او نتوانست براى سپاه مدد يا خواربار بفرستد تا مرد .
در آن سال سليمان براى فرزند خود ايوب بيعت ولايتعهد را گرفت ولى ايوب قبل از پدر درگذشت .
در آن سال شهر صقالبه ( اسلاو ) گشوده شد . « بر جان » بر مسلمة بن عبد الملك كه با عدهء كمى از سپاهيان بود حمله نمود . او بسليمان نوشت و از او مدد خواست . سليمان براى او مدد فرستاد . صقلبيان ( اسلاو ) اول خدعه به كار بردند و بعد منهزم شدند .
آن سال وليد بن هشام و عمرو بن قيس اهل انطاكيه را قصد و غزا كردند .
مردم انطاكيه دچار شدند ، وليد به اطراف كشور روم رسيد و بسيارى از مردم آن سرزمين را اسير نمود .
بيان فتح گرگان و طبرستان
در آن سال يزيد بن مهلب بگرگان و طبرستان لشكر كشيد كه در آن هنگام تازه بخراسان رسيده بود .
علت آن جنگ و توجه و اهتمام يزيد بفتح اين دو سامان اين بود كه هنگامى كه نزد سليمان بن عبد الملك در بلاد شام زيست مىكرد اخبار فتح و پيروزى قتيبه در