را در يك جا بريزيند . خواربار جمع شده بر هم متراكم و مانند كوه گرديد . بمسلمين گفت : هرگز چيزى از اين نبايد بخوريد بايد خوراك خود را از ناحيهء دشمن بدست آريد . بايد بسرزمين آنها هجوم ببريد و قوت خود را از آنها تحصيل كنيد . برويد و كشور آنها را بگيريد و در آنجا كشت كنيد و خوراك خود را از حاصل كشت خود فراهم نمائيد .
دستور داد خانههاى چوبى بسازند و سپاهيان در فصل زمستان در آن خانهها زيست كنند . او زمستان و تابستان را در آن سامان بسر برد . مسلمين كاشتند و درو كردند . آن خوار بار هم به حال خود در صحرا ماند . سپاهيان هم اطراف را غارت كرده هر چه ميخواستند بدست ميآوردند . محصول خود را هم ميخوردند .
مسلمه بر رغم روميان در آنجا زيست . اعيان و بزرگان قوم هم با او بودند ( كه نام بعضى برده مىشود ) خالد بن معدان و مجاهد بن جبر و عبد اللّه بن ابى زكرياى خزاعى و ديگران .
روميان پيغام بمسلمه دادند كه بر هر سرى يك دينار ( زر ) جزيه بدهد ( و او برگردد ) او نپذيرفت . روميان به أليون پيغام دادند اگر تو مسلمين را از جنگ بازدارى و برگردانى ما ترا بپادشاهى خواهيم پذيرفت . او از آنها عهد و پيمان گرفت و مطمئن گرديد . نزد مسلمه رفت و گفت : روميان دانستهاند كه تو در جنگ آنها جد و جهد نمىكنى براى اينكه آنها بدانند كه تو از جنگ ناگزير هستى بايد اين ذخيرهء خواربار را آتش بزنى و بسوزانى تا بدانند مسلمين براى تهيهء طعام بجنگ و جانبازى تن خواهند داد . مسلمه دستور داد خواربار را بسوزانند . روميان گستاخ و دلير شدند و از هر طرف بر مسلمين هجوم بردند . نزديك بود مسلمين از گرسنگى هلاك شوند . بدان حال بودند كه سليمان درگذشت .
گفته شده است : خدعه و فريب أليون براى اين بود كه روميان به او اعتماد يابند .
او بمسلمه گفت : بهتر اين است كه از اين خواربار خوراك يك روز را بروميان بدهى تا آنها بتوانند تسليم شوند و از قتل و غارت و گرفتارى در امان باشند و بدانند تو هرگز آنها را از شهر و سامان خود اخراج و طرد نخواهى كرد و اسير هم نخواهى گرفت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 224
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢٤