تجمع نمودند و آن در سال نود و سه بود .
گفته شد : او ( طارق ) بر سرزمين « جليقيه » هجوم برد تا به شهر « استرقه » رسيد و از آنجا به شهر « طليطله » لشكر كشيد . در آنجا گروههاى لشكرى را كه سوى « استجه » فرستاده بود به او رسيد ( مقصود لشكرهائى كه براى كشورگشائى بشهرها فرستاده بود كه پس از فتح و ظفر همه برگشتند ) . موسى بن نصير هم در ماه رمضان سنهء نود و سه وارد اندلس گرديد . با او بسيارى از مردم بودند . او خبر فتح طارق را شنيده بود بر او رشك برد كه چون از خليج گذشت و داخل اندلس شد در جزيرة الخضراء اقامت گزيد .
به او گفته شد تو بايد از راهى كه طارق رفته به روى . او خوددارى كرد ( از روى حسد ) .
رهنمايان به او گفتند : ما ترا از يك راه بهترى ( از طريق طارق ) خواهيم برد كه - شهرهاى ديگرى را خواهى گشود كه هنوز فتح نشده است . يوليان هم به او وعدهء يك فتح بزرگ داد ، او هم خرسند و از اندوه او ( در رشك طارق ) كاسته شد . او را به شهر ابن سليم ( بعد از فتح بدان نام ناميده شد ) بردند او هم آن شهر را گشود ، سپس سوى شهر « قرمونه » لشكر كشيد كه آن شهر بزرگترين و استوارترين دژ اندلس بود . او هم يوليان را پيشاپيش فرستاد . عدهاى از خواص خود را هم با او روانه كرد . آنها را همه به صورت گريختگان در آورده بود كه بطلب پناه تظاهر كردند . مردم شهر فريب خورده آنها را با اسلحه پذيرفتند آنها هم شبانه درهاى شهر را گشودند و مسلمين را راه دادند كه آنجا را تصرف و تملك نمودند . پس از آن موسى سوى « اشبيليه » رهسپار شد كه آن يكى از بزرگترين شهرهاى اندلس بود . عمارات و كاخها و برجهاى آن بهتر و بزرگتر و محكمتر بود مدت يك ماه شهر را محاصره كرد و بعد آن را گشود . مردم شهر همه گريختند . موسى يهود را در آن شهر سكنى داد . از آنجا سوى شهر « مارده » لشكر كشيد . مردم شهر بمقابلهء او شتاب كردند و نبرد كردند . موسى شبانه كمين گذاشت كه در پيچ و خم تپهها پنهان شدند . كفار از بودن آنها بىخبر بودند چون هنگام بامداد براى جنگ خارج شدند و مصاف دادند كمين از پشت سر بر آنها حمله كرد . مسلمين از هر طرف به آنها احاطه كردند و مانع برگشتن آنها به شهر شدند . همه را كشتند ، بعضى هم نجات يافته به شهر رفتند و درها را بر خود بسته
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 169
مساهمون: ابن الأثير
ص١٦٩