آن پايه را ( كه پنهان كرده بود ) بيرون آورد و تحويل داد ( او براى چنين روزى آن را سند خود داشته بود ) . طارق گفت : من اين را براى گواهى مخفى داشته بودم و اكنون تقديم ميكنم . وليد او را تصديق نمود . علت اينكه طارق چنين كرده بود براى اين بود كه موسى او را زده و حبس كرده بود تا آنكه وليد پيغام داد و او را آزاد نمود . گفته شده است : او را حبس نكرده بود . گفتهاند : چون روميان اندلس را گشودند و تملك نمودند در آنجا خانه ( انبار - حجره - گنج ) بود كه هر كه حكومت ميكرد بر در بسته آن يك قفل مىزد . چون قوم « قوط » سلطنت كردند بروميان اقتداء كرده بر آن خانه قفل زدند . چون « رذريق » بسلطنت رسيد خواست آن خانه را بگشايد و قفلها را بشكند .
بزرگان قوم او را از آن كار منع و نهى نمودند او قبول نكرد . چون خانه را باز كرد در آن خانه تصاوير عرب را ديد كه همه بر سر عمامهء سرخ داشتند و بر اسبهاى سپيد ( اشهب ) سوار بودند . در آن خانه يك نامه هم بود كه اگر اين خانه باز شود اين قوم داخل اين بلاد مىشوند . اندلس هم در همان سال ( كه آن خانه بازشد ) گشوده شد ( بدست اعراب كه تصوير آنها در آنجا بود و اين بقيهء افسانه است كه مؤلف آن را در عداد حقايق و يك تاريخ مسلم ذكر كرده است ) . اين بيان براى تاريخ فتح اندلس ( بزعم مؤلف ) كافى مىباشد و ما بعد از اين بقيهء اخبار اندلس را هنگام ذكر وقايع مطابق تعهدى كه كردهايم نقل خواهيم كرد بخواست خداوند .
( ما عين شرح مؤلف را ترجمه و نقل نموديم و در عين حال بدان شرح اعتماد و اعتقاد نداريم . مؤلف بتاريخ طبرى اشاره كرده كه او اين فتح مهم و عظيم را باختصار و اشاره بيان كرده و ما تاريخ اندلس را از كتب آن بلاد نقل مىكنيم ، اگر چه طبرى از اين اوهام مبرى و منزه نبوده و جلد اول تاريخ او مانند جلد اول تاريخ كامل كه ابن اثير از آن نقل و اخذ كرده پر از اوهام و خرافات است و بدين علت ما از ترجمهء آن خود - دارى نموديم ولى براى حفظ امانت اگر عمر باشد پس از انجام ترجمهء مجلدات ديگر به جلد اول خواهيم پرداخت . اگر طبرى هم بر اوهام اندلس واقف مىشد حتما بمانند آنها دچار مىشد و اين عيب و نقص در دانشمندان آن زمان است كه قادر بر مجرد كردن حقايق از اوهام نبودند و كمتر اتفاق افتاده كه مورخ بعقل و ذهن و ذوق خود
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: ابن الأثير
ص١٧٢