مكه در آن سال باز همان عمر بن عبد العزيز بن مروان بود ( نه خالد ) در آن سال عبد العزيز بن وليد صائفه ( در كشور روم ) را براى غزا قصد نمود ولى امير سپاه مسلمة بن عبد الملك ( عم او ) بود . در آن سال وليد محمد بن مروان ( عم خود ) را از امارت جزيره و ارمنستان عزل و برادر خود مسلمة بن عبد الملك را نصب نمود . مسلمه هم از همانجا و از طريق آذربايجان تركها را قصد كرد تا به محل باب ( در بند ) رسيد ، بسيارى از شهرها و قلعهها را گشود و منجنيق را به كار برد .
آغاز سال نود و دو
در اين سال مسلمة بن عبد الملك كشور روم را قصد و سه قلعه گشود و مردم آن محل را سوى سوسنه از بلاد روم كوچ داد .
بيان فتح اندلس
در اين سال طارق بن زياد غلام موسى بن نصير اندلس ( اسپانى ) را گشود . عدهء لشكر او دوازده هزار بود . با پادشاه اندلس روبرو شد . نام آن پادشاه « آذرينوق » بود ، او اهل اصفهان بود كه از خانوادهء عجم ( ايرانى ) اندلس محسوب مىشد . ( اين روايت در طبرى و كتب معتبرهء تاريخ ذكر شده و در حاشيهء همين كتاب محقق و مصحح آن چنين آورده است شايد به اين اشاره كرده كه آن پادشاه از نسل خانوادهء ايرانى اصفهانى بوده كه چون ايرانيان بكشورگشايى پرداختند باسپانى رسيدند و بقيهء آنها بر اندلس سلطنت كردند كه بر آن بلاد غالب و مالك شده بودند . در هر حال اين روايت بسيار مهم و محتاج تحقيق بيشترى مىباشد ) .
طارق با تمام لشكرى كه همراه داشت پيش رفت . آذرينوق كه خداوند تخت بود و بر سر افسر پادشاهى داشت با رخت و نشان خديوى كه پادشاهان بر تن داشتند بمقابلهء مهاجم پرداخت . سخت نبرد كردند و آذرينوق كشته و اندلس گشوده شد و آن در سنهء نود و دو بود . تمام اين روايت را ابو جعفر ( طبرى ) در تاريخ فتح اندلس شرح داده است . چنين فتح عظيم و كشورگشائى بىمانند در آن اقليم نبايد به اين اشاره