و اختصار برگزار شود . من ( مؤلف ) بخواست خداوند چگونگى فتح آن بلاد را مفصلا شرح خواهم داد ، آن هم از روايات و تاريخ مردم آن سامان ، زيرا مردم آن ديار باحوال كشور آگاه و داناتر از ديگران هستند . گفتهاند : نخستين قومى كه در آنجا سكنى گزيدند مردمى بنام اندلش با شين نقطهدار بودند كه نام بلاد آنها بنام خود آنها موسوم و معروف گرديد . بعد از آن عرب شين را سين كردند ( تعريب ) . نصارى اندلس را اشيانى ( اسپانى ) ناميدهاند زيرا در آنجا مردى بنام اشيانس بدار كشيده شد . گفته شده است بنام پادشاهى كه اشپان بن طيطس بود ناميده شده ، اين نام را بطليموس گذاشته و خوانده است . گفته شده است : بنام اندلس بن يافث بن نوح ( افسانه ) ناميده شده است . او نخستين كسى بود كه آن را آباد نمود . گفته شده است : نخستين قومى كه بعد از طوفان در آن سامان زيست نمودند اندلس نام داشتند ( افسانه ) آنها بلاد را آباد كردند و روزگارى در آن پادشاهى نمودند . آنها مجوس ( گبر - زردشتى - و بالاخره ايرانى كه خالى از اشكال نيست ) . خداوند باران را از آن كشور بازداشت آنها پياپى دچار قحط و غلا شدند ، اغلب آنها مردند و بعضى هم گريختند . سرزمين اندلس مدت صد سال ويران و تهى از سكنه گرديد . بعد خداوند قوم افارقه را بدان محل فرستاد . آنها از افريقا مهاجرت كرده بودند كه پادشاه افريقا آنها را كوچ داده بود ( تبعيد ) چون افريقا دچار قحط و غلا شده بود پادشاه آن قوم را براى سبك كردن بار زندگانى از آنجا باندلس تبعيد كرد زيرا نزديك بود مردم افريقا از شدت قحط هلاك شوند ، او ناگزير آن قوم را در كشتى گذاشت و باندلس فرستاد . آن قوم مهاجر بسرپرستى يك امير كه از طرف پادشاه گماشته شده بود بيك جزيره رسيدند و لنگر انداختند . نام آن جزيره قادس بود . آنها از آنجا آگاه شدند كه سرزمين اندلس خرم و آباد شده است و آبها در جويها و رودها روان شده ، آنها به آنجا رفتند و آن كشور را آباد كردند و پادشاهانى براى خود گزيدند كه كارهاى مردم را اداره و منظم كنند . آنها دين گذشتگان خود را داشتند ( معلوم نيست چه بوده است ) . پايتخت آنها هم شهر ويران شده اشبيليه شد كه آن را دوباره آباد و در آن زيست كردند . مدت بيشتر از صد و پنجاه سال در آنجا زيست نمودند در آن مدت يازده پادشاه يكى بعد از ديگرى بر آنها
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 161
مساهمون: ابن الأثير
ص١٦١