تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
شكست داديم بهتر اين است كه با همين حال پيروزى راه خود را بگيريم و برويم . شبيب به آنها گفت : اين شكست و گريز يك نحو رعب ايجاد كرده و لشكرهائى كه شما را پى مىكنند سخت بيمناك و مرعوب شده‌اند ، بگذاريد بر آنها حمله كنيم . به خدا سوگند اگر ما آنها را تباه كنيم براى رسيدن ما بحجاج مانعى نخواهد بود . آنگاه كوفه را فتح خواهيم كرد بخواست خداوند . آنها گفتند : ما تابع راى و تصميم تو مىباشيم . او هم عدهء خود را سوق داد از محل دشمن تحقيق و پرسش و تجسس كرد . خبر داده شد كه دشمن در مسافت بيست و چهار فرسنگ دور از كوفه در محل رودبار لشكر زده است او هم دشمن را قصد كرد . حجاج بلشكرهاى خود خبر قصد شبيب را داد و زائدة بن قدامه را بفرماندهى منصوب نمود . شبيب ( با عدهء خود ) به آنها رسيد . ديد آنها صفوف خود را آراسته و آمادهء كارزار شده‌اند . زياد بن عمرو عتكى فرمانده ميمنه و بشر بن غالب اسدى فرمانده ميسره و هر يكى از امراء در محل خود ايستاده بودند . شبيب بر اسبى پيشانى سفيد سوار شده با سه دسته از خيل خود رسيد . يك دسته بفرماندهى سويد بن سليم كه در قبال ميمنه قرار گرفت . دستهء ديگر بفرماندهى مصاد برادر شبيب كه روبروى ميسره ايستاد و دستهء ديگر تحت فرمان خود شبيب بمقابلهء قلب پرداخت . زائدة بن قدامه با سپاهيان خود بميدان رفت و اتباع خود را بدليرى و پايدارى تشجيع كرد و آنها را وعدهء پيروزى مىداد . زيرا عدهء دشمن كم بوده و آنها بر باطل هستند و عدهء مجاهدين بسيار است و آنها جانب حق را گرفته‌اند . بعد از تشويق و تشجيع و خطبه بازگشت و در مكان خود قرار گرفت . سويد بن سليم بر زياد بن عمرو حمله كرد كه صف او شكست خورده گريخت و خود زياد با نيمى از عدهء خود پايدارى كرد . سويد از آنها دست بر داشت ولى ديد باز همان عده پراكنده شده پا بفرار بر مىداشتند . سويد باتباع خود گفت : آيا مىبينيد چگونه پراكنده مىشوند و مىگريزند ؟ شبيب به او گفت : بگذار بگريزند حمله را تجديد مكن آنها از حمله صرف نظر كردند . پس از اندك مدتى كه باز يك عده از آنها گريختند سويد حملهء سيم را آغاز كرد كه آنها يكسره پا بفرار برداشتند . زياد بن عمرو دچار شمشيرهاى آنها شد زيرا از هر طرف تيغها حواله او شده بود . ولى هيچ ضربتى به او