تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
بر وضع آنها آگاه شد برادر خود را معارك بن ابى صفره را در نهر تيرى گذاشت و خود با اكثر لشكر آنها را قصد نمود . چون باهواز رسيد خوارج با مقدمه او جنگ كردند كه فرمانده مقدمه مغيره بن مهلب فرزند او بود . اتباع او مدتى جولان دادند و برگشتند چون خوارج پايدارى و دليرى آنها را ديدند ناگزير اهواز را ترك كرده در محل منادر لشكر زدند او ( مهلب ) هم آنها را در آن محل قصد كرد چون نزديك شد خوارج عده را بفرماندهى واقد كه غلام ابى صفره ( پدر مهلب ) بود سوى نهر تيرى ( كه برادر مهلب در آنجا اقامت داشت ) روانه كردند . آن عده بدان محل رسيدند و معارك برادر مهلب را كشتند و بدار آويخته چون خبر بمهلب رسيد فرزند خود مغيره را با لشكر بنهر تيرى فرستاد . او هم نعش عم خود را از دار فرو آورد و به خاك سپرد و مردم را آرام كرد وعده پادگان در آن مكان گذاشت و نزد پدر بازگشت كه او در محل سولاف لشكر زده بود . مهلب سخت احتياط و حذر مىكرد و هميشه هشيار و آماده بود و اگر در محلى لشكر مىزد فوراً گرداگرد خود خندق ( كنده ) حفر مىكرد و در حال آماده باش و خود شخصاً عهده دار حراست و نگهبانى بود . چون در قبال خوارج در محل سولاف لشكر زد آنها فوراً سوار شدند و در قبال لشكر او صف كشيدند . جنگ رخ داد و طرفين سخت جانبازى و پايدارى و بردبارى كردند . بعد از آن خوارج با نهايت دليرى يك حمله سخت بر مهلب و لشكر او كردند . اتباع مهلب گريختند و خود او پايدارى كرد و در محل ماند فرزندش مغير نيز امتحان خوبى داد و دليرى كرد كه شجاعت او ظاهر و آشكار و معروف گرديد مهلب كه پايدارى كرده بود اتباع گريخته خود را ندا داد جمعى از آنها كه چهار هزار سوار بودند برگشتند . روز بعد خواست با همان عده بميدان جنگ برود بعضى از ياران او مانع شدند و نصيحت كردند كه عده ما ضعيف است و قادر بر نبرد نمىباشد . كشته بسيار داد و عده هم مجروح
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 46 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت