تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
انتخاب كرد كه محمد بن واسع و عبد اللّه بن رياح انصارى و معاوية بن قره مزنى و ابو عمران جونى در مقدمه آنها بودند . مهلب با آن عده خوارج را قصد كرد كه آنها در پيرامون جسر ( پل ) كوچك بودند . او با همان برگزيدگان و اشراف و اعيان شهر با آنها جنگ نمود و توانست از پيرامون پل دور كند . چيزى نمانده بود كه از پل بگذرند و داخل شهر شوند . بعد از آن با سواران و مردان پياده پيش رفت . چون ديدند بدنبال مىآيد از جاى خود دور تر شدند و چون حارثة بن زيد بر فرماندهى مهلب آگاه شد كه بجنگ ازارقه ( پيروان ابن ازرق ) آمده باتباع خود ( كه پيش از آن در جنگ پايدارى كرده بودند ) گفت :
كرنبوا و دولبوا * و حيث شئتم فاذهبوا
خيزيد و بجنبيد و بچرخيد و بهر جا كه ميخواهيد برويد . ( آزاد هستيد پراكنده شويد زيرا بر خلاف انتظار او امير ديگرى برگزيده شده ) . او ( حارثه ) با اتباع خويش وارد بصره شدند . حارثه هم سوار قايق شد كه در نهر دجيل بود ناگاه مردى از بنى تميم كه سلحشور بود رسيد و از حمله خوارج كه او را دنبال مىكردند به او استغاثه كرد و فرياد زد كه او را نجات دهد و همراه خود در قايق ببرد . حارثه دستور داد كه كشتى بكنار نزديك شود و او را حمل كنند . ساحل بلند بود و قايق كوچك چون نزديك شد آن مرد تميمى از بلندى بقايق جست قايق بيك طرف مايل و غرق شد . هر كه و هر چه در آن بود به آب فرو رفت . اما مهلب لشكر كشيد تا بخوارج رسيد آنها در كنار نهر « تيرى » تجمع كرده بودند . ناگزير جاى تهى كرده متوجه اهواز شدند مهلب هم جواسيس را در لشكر آنها پراكنده كرد و هميشه از احوال و اوضاع آنان با خبر بود . چون