تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
گريختگان به شهر بصره رسيدند و اهل بصره از گرفتارى و اسير شدن زنان سخت بيمناك و نگران شده بودند . مهلب هم شتاب كرد و راه فراريان را گرفت و بر بلندى ايستاد و فرياد زد : اى بندگان خدا سوى من آئيد . عده سه هزار تن كه اغلب آنها از قوم خود كه ازد باشد گرد او تجمع و پايدارى كردند . چون آنها را ديد از عده آنها خوشنود و اميدوار گرديد . ميان آنها برخاست و خطبه نمود و آنها را بر ادامه جنگ تشجيع كرد و وعده پيروزى و كاميابى داد و گفت : هر يك از شما ده سنگ همراه خود ببرد . آنگاه فرمان پيشرفت داد و گفت آنها الان آسوده و در امان هستند . سواران آنها هم بدنبال گريختگان در حال تعقيب و تاخت و لشكرگاه تهى از مدافع قوى مىباشد . به خدا قسم من اميدوارم كه خيل آنها كه بمقر خود برگردد كارزار را خاتمه يافته و لشكرگاه را در تصرف ما بيند . آنگاه شما لشكرگاه را غارت خواهيد كرد و امير آنها را در قرارگاه خود خواهيد كشت و پيروز خواهيد گشت . آنها اجابت كرده با او رفتند . خوارج تا چشم را برگردانيدند دشمن را در كنار خود ديدند كه با سر سختى مشغول نبرد است . عبد اللّه بن ماحوز با خوارج بدفاع پرداختند كه مهلب و اتباع او آنها را سنگسار كردند تا سخت مجروح شدند سپس با نيزه حمله كردند و بعد شمشيرها را به كار بردند و مدت يك ساعت بدان گونه جنگ كردند تا عبد اللّه بن ماحوز كشته شد و بسيارى از لشكريان او به خاك و خون كشيده شدند . مهلب هم لشكرگاه آنها را غارت كرد . سواران خوارج كه گريختگان بصره را تعقيب مىكردند برگشتند . مهلب براى جنگ و غافل‌گير كردن آنها عده سوار و پياده كمين نهاده بود آنها را يگان يگان و گروهاگروه مىگرفتند و مىكشتند كه بقيه مغلوب شده ناگزير پا بگريز برداشتند و با خوارى و تباهى راه اصفهان و كرمان را گرفتند . بعضى از
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 49 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت