تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
رفتار تو نسبت به من عبرت بگيرند و من وسيله كارهاى نارواى تو باشم كه هر چه خداوند بر تو حرام كرده تو حلال بدانى و حرمت مرا هتك كنى من هم ترا به خدا واگذار كردم و بعد از خدا بامير المؤمنين كه او حق مرا حفظ و رعايت كرد و آنچه را كه تو پامال كردى امير المؤمنين حفظ نمود به خدا قسم اگر انصار كافر هم باشند چنانچه شخص را بشناسند كه روزى بمسيح خدمت كرده حق او را تعظيم و او را تقديس مىكنند و حال اينكه من مدت ده سال تمام پيغمبر را خدمت كردم پس ما اگر نيكى ( از تو ) ببينيم شكر خواهيم كرد و اگر غير از نيكى هم بما برسد بر آن صبر مىكنيم و از خداوند يارى ميخواهيم . حجاج آنچه را كه از او ربوده بود پس داد .

بيان قيام شير زنگى و ياران او

زنگيان ( سپاهان سياه ) در فرات بصره ( نزديك بصره و مصب فرات ) در آخر روزگار ابن زبير شوريدند و فتنه برپا كردند عده آنها در آن زمان بسيار نبود كه باعث فساد گرديدند و چون خالد بن عبد اللّه بامارت بصره منصوب شد عده آنان فزون شد . مردم از فشار و آزار آنها بستوه آمدند . خالد هم لشكرى براى نبرد آنان تجهيز و روانه كرد ناگزير پراكنده شدند . خالد چند تن از آنها را گرفت و بدار كشيد . چون حادثه ابن جارود و تمرد او رخ داد چنان كه بسيارى از آنها تجمع كرده و در فرات مركز گرفتند ( آخر رود فرات ) مردى براى فرماندهى خود بنام رباح برگزيدند كه لقب شير زنگى داشت بمعنى اسد ( شير - عين عبارت است و معلوم مىشود پارسى در آن زمان نفوذ داشت ) چون حجاج كار ابن جارود را پايان داد به زياد بن عمرو كه رئيس شرطه بصره بود فرمان داد كه لشكرى براى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 304 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت