كرد . اگر چنين كار و رفتارى را روا بدارى كه خداوند ترا لعنت خواهد كرد كه تو يك بنده و برده تنگ نظر كوتاه پا با رانهاى زشت و لاغر . اگر منشى من اين سرزنش و ناسزا را كافى نمىدانست من بجاى نامه كسى را مىفرستادم كه ترا از مقام خود بر زمين بيندازد و بر پشت بكشد و كشان كشان نزد امير المؤمنين جلب تا خود انس درباره تو حكم و تحكم كند و خود او به تو كيفر دهد . انس را گرامى بدار و افراد خانواده او را محترم بشمار و حق و خدمت او را نسبت برسول اكرم حفظ كن و از انجام كارهاى او كوتاهى مكن امير المؤمنين انتظار خلاف آن رفتار را دارد كه بر خلاف گذشته تو نسبت بانس نيكى كنى و او را گرامى بدارى و گر نه كه امير المؤمنين كسى را خواهد فرستاد كه پشت ترا با تازيانه خواهد نواخت و ترا رسوا و خوار و دشمنت را شاد خواهد كرد تو به خانه او برو و از او عفو بخواه تا او بامير المؤمنين بنويسد كه از تو راضى شده بخواست خداوند و السلام . آن نامه را با اسماعيل بن عبد اللّه غلام بنى مخزوم فرستاد .
اسماعيل هم نامه را نزد حجاج برد حجاج آن را مىخواند و حالت او تغيير مىكرد و عرق از پيشانى او مىريخت و سخت خود را باخت و گفت : خداوند امير المؤمنين را مشمول مغفرت فرمايد . بعد انس را ملاقات كرد و پوزش خواست و گرامى داشت و گفت : من ( در آن رفتار ) خواستم اهل عراق از كارهاى فرزند تو با خبر باشند ( عبرت بگيرند كه مخالفت كرد و كشته شد ) انس گفت : من شكايت ترا نكردم مگر بعد از اينكه از تو سخت آزرده شدم زيرا تو گفتى : ما اشرار هستيم و حال اينكه پيغمبر ما را انصار خواند . ما را منافق خواندى و حال اينكه ما كسانى بوده و هستيم كه مركز خود را براى دفاع از پيغمبر حفظ كرديم و ايمان آورديم و امتحان خوب داديم خداوند ما بين ما و تو حكم خواهد كرد كه خداوند بر تغيير حالات و اوضاع تواناتر است . خدا باطل را از حق تميز مىدهد و صدق را از كذب خوب مىشناسد . تو ادعا كردى كه مرا بهانه تنبيه اهل عراق كردى كه مردم عراق از
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 303
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٠٣